هدایت شده از گروه فقه سیاسی: مرکز پژوهشی فقه و اجتهاد فاضل
🔻 نقدی بر فهم عامیانه از نظریه‌ی «الاسلام هو الحکومه» (1 از 8) 🖊محمد قاسمی (پژوهشگر گروه فقه سیاسی مرکز فقهی ائمه اطهار) ▪️اشاره: مطالبی در کمال شگفتی، از سوی برخی حوزویان و در نقد «نظریه الاسلام هو الحکومه» مطرح شده است! این نوع مواجهه با یک نظریه فقهی از سوی کسانی که داعیه فقاهت دارند، بیش از آنکه نقدی بر نظریه و صاحب نظریه باشد، وجاهت علمی ناقدین را مورد خدشه قرار می‌دهد. این وجیزه در پاسخ به منکرین حکومت دینی عموما و نظریه الاسلام هو الحکومه خصوصا، تدوین یافته است. 1️⃣ دفتر اول: انکار وجوب بر پایی حکومت دینی! کجاست آن مستندات قرآنی –برای نظریه الاسلام هو الحکومه”- ؟! حتی یک آیه هم در این موضوع وجود ندارد! و حتی تشکیل حکومت از وظایف پیامبران الهی نیست و صرفاً از موارد مجاز برای پیامبران علیهم‌السلام در صورت بوجود آمدن زمینه‌های اجتماعی و مردمی تشکیل حکومت، بصورت کاملا طبیعی است… نکته‌ی دیگر مگر رسالت انبیا تفاوت داشته است. آیا حضرت نوح علیه‌السلام بعد از هلاکت کافران تشکیل حکومت داد اگر داد به کدام دلیل واگر نداد با الاسلام هو الحکومه مغایر است. زیرا هدف تمام انبیا دعوت به اسلام است که در روایات از آن به تسلیم تعبیر کردند. حال اگر این اسلام حکومت باشد لازمه آن انجام ندادن رسالت انبیا می‌باشد حتی مثل حضرت نوح که بعد از طوفان هیچ مانعی نداشته و تمام همراهانش از مومنین بودند. حالا –امام خمینی (رضوان الله علیه) چطور از الاسلام هو التسلیم، به هو الحکومه رسیده؟ طرفداران این نظریه، حتما ادله خود را برای دفاع از این نظریه اقامه خواهند کرد مخصوصا که ادعای وجود آیات زیاد دال بر این مطلب را دارند. مطالب فوق در کمال شگفتی، از سوی برخی حوزویان -و در نقد نظریه الاسلام هو الحکومه- مطرح شده است! این نوع مواجهه با یک نظریه فقهی از سوی کسانی که داعیه فقاهت دارند، بیش از آنکه نقدی بر نظریه و صاحب نظریه باشد، وجاهت علمی ناقدین را مورد خدشه قرار می‌دهد. این وجیزه در پاسخ به منکرین حکومت دینی عموما و نظریه الاسلام هو الحکومه خصوصا، تدوین یافته است. 2️⃣ دفتر دوم: ارتباط وثیق دین (اسلام) و حکومت باور به اینکه انکار حکومت دینی توسط برخی حوزویان جاهلانه و نه عامدانه باشد، به غایت مشکل است. تنها گروهی که در اسلام حکومت دینی را انکار نمودند، خوارج بودند. حتی آنان نیز پس از مدتی به این فهم ناقص پی برده و عبدالله بن وهب راسبی را امیر خویش قرار دادند. برخی روشنفکران سنی و شیعی نیز، اگر چه اصل ضرورت حکومت را نفی نکرده‌اند، اما حکومت دینی را مورد نفی و انکار خویش قرار داده و تلاش نموده‌اند ساحت دین را به حوزه امور عبادی و فردی منحصر بدانند. مع الأسف این مطلب از سوی برخی متدینین و بلکه حوزویان نیز مطرح شده است. اخیرا برخی از این طیف اصل حکومت دینی و ضرورت تشکیل آن را مورد تردید و بلکه مورد انکار قرار داده در این زمینه سخنانی مطرح و به گونه‌ای تلاش داشته‌اند نظریه بی‌بدیل امام خمینی (رضوان الله علیه) مبنی بر “الاسلام هو الحکومۀ” و احتمالات مطرح پیرامون این نظریه و مستندات قرآنی آن را تخطئه و انکار نمایند. هر چند انکار تلازم حکومت و دین و بلکه رابطه این دو به صدر اسلام باز می‌گردد و در این زمینه صاحب نظران به تفصیل پاسخ داده‌اند، اما از آنجا که در کمال ناباوری این مباحث مجددا –در میان حوزویان- مطرح می‌شود، مطالبی به اجمال معروض گشته و تفصیل بحث به جای مناسب خود، حواله می‌گردد. 💠 گروه فقه سیاسی مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) https://eitaa.com/joinchat/1690304590Cfccefed4e8