امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: «پدرم را نزد عمربنخطّاب دیدم، که کعبالاحبار نیز نزد او بود ... کعب به عمر گفت: «به من در مورد این کلام خداوند: وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی الْماء؛ توضیح بده که زمین کجا بود؟ آسمان کجا بود؟ و همهی آفریدگان کجا بودند»؟ عمر گفت: «کدام ما غیب میداند، جز آنچه فردی از ما از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) شنیده باشد»؟ گفت: «ولی به گمانم اگر از ابوالحسن (علیه السلام) در این مورد سؤال شود آن را مانند آنچه ما آن را در تورات خواندیم، شرح میدهد». عمر به او گفت: «مراقب خودت [و حرفهایت] باش»! پس از آن در جلسه همهمه و اختلاف ایجاد شد. وقتی علی (علیه السلام) بر عمر و یارانش وارد شد، میخواستند امیرالمؤمنین علیّبنابیطالب (علیه السلام) را از پا درآورند [و به همین نیّت] کعب گفت: «ای ابوالحسن (علیه السلام)! به من در مورد این کلام خدای تعالی در کتابش: وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی الْماءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا توضیح بده». امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «آری! عرش او بر آب بود. آنگاه که نه زمین گسترده شده بود و نه آسمان برافراشته شده بود، نه آوازی شنیده میشد، نه چشمهای میجوشید، و نه فرشتهی مقرّبی بود و نه پیامبر مرسلی، نه ستارهای در گردش بود و نه ماهی در جریان و هیچ خورشیدی در تابش نبود؛ و
عرش (قدرت) او، بر آب قرار داشت، خداوند برای هیچ آفریدهای در هراس [و وابسته] نبود، خود را همانطور که میخواست بزرگ میداشت و تقدیس مینمود. پس تصمیم داشت که آفریدهها را بیافریند، موج دریاها را برانگیخت و
زمین را از زیر مکان کنونی کعبه که وسط زمین است، به روی آب گسترش داد؛ بر اثر وزش باد بر آب دریاها، چیزی همچون دود، به بزرگی بزرگترین مخلوق خدا، بر روی آب ایجاد شد و از آن، آسمان یکپارچه را خلق کرد که این دود ناشی از آبی بود که در آن دریاها خلق کرده بود [و بر اثر وزش باد به این شکل درآمده بود]،
آن آسمان را با کلمهای که جز خودش نمیداند هفت طبقه ساخت و در هر آسمانی که آنها را از نوری برگرفته از دریاهای خوشگوار که دریای رحمت است، خلق کرد و خوراکشان را تسبیح و تهلیل و تقدیس قرار داد وقتی این کارها پایان یافت و آفرینشش، بر ملک خود استوار شد، چنانکه درخور او بود، ستوده شد. سپس ملک خود را اندازه و مقدار داد و
در هر آسمان به تعدادی که جز خودش نمیتواند بشمارد، ستارگانی فروزان مانند قندیلهایی که در مساجد میآویزند آویخت، بزرگی یک اختر آسمانی بهاندازهی بزرگترین شهر در زمین است
سپس خورشید و ماه را آفرید و هر دو را تابنده ساخت، اگر خدای تعالی آن دو را به همان حال وانهاده بود، و همانطور که اوّلینبار خلق شده بودند [بدون فلک و حرکت] رها میشدند، شب از روز، ماه و سال و زمستان و تابستان و بهار و پاییز از هم شناختهنمیشدند، دینداران وقت وظایف دینی خود را نمیدانستند، کارگر نمیدانست کی بهدنبال زندگانی خود رود و کی استراحت کند، امّا خدا به خاطر مهری که به بندههای خود داشت، برای آنها پیشبینی کرد،
جبرئیل را فرستاد تا با بالهایش یکی از دو خورشید را مسخ کرد، این کار پرتو و شعاع و درخشندگی نور آن را برد و روشنی آن را به جا نهاد [و تبدیل به ماه شد]. و این است کلام خداوند متعال: ما شب و روز را دو نشانهی توحید و عظمت خود قرار دادیم سپس نشانهی شب را محو کرده، و نشانهی روز را روشنیبخش ساختیم تا [در پرتو آن] فضل پروردگارتان را بطلبید [و به تلاش زندگی برخیزید]، و عدد سالها و حساب را بدانید و هرچیزی را بهطور مشخّص و آشکار، بیان کردیم. (اسراء/۱۲) و
خداوند، ماه و خورشید را بهصورتی که در مدار فلکی خود حرکت کنند قرار داد و فلک مثل دریایی است که فضای بین آسمان و زمین را فراگرفته و در آسمان تا سه فرسخ گسترده شده است و خورشید و ماه را درحالیکه درحال حرکت هستند در محدودهی خود (فلک) به شدّت نگه داشتهاند و هر دو در شتابند و سیصد فرشته آنها را میکشاند، در دست هر فرشته حلقهایست که آنها را در قعر این دریا روانه دارند. هرکدام از آن (فرشتهها) در تهلیل و تسبیح و تقدیس صدا و ندایی بلند دارند که اگر یکی از آنان از قعر آن دریا درآید؛ [از شدّت شنیدن آن صدای بلند] هرچه بر روی زمین است حتّی کوهها و سنگها و هرچه خدا آفریده میسوزد؛ هنگامیکه خدا آسمانها و زمین و شب و روز و ستارگان و فلک را آفرید و
زمینها را بر پشت ماهی نهاد این وزن بر ماهی سنگینی کرد و لرزید و خدا بهوسیلهی کوهها آن را آرام کرد...
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۶، ص۶۰۶ بحار الأنوار، ج۵۴، ص۹۰/ فرات الکوفی، ص ۱۸۳
══════🇮🇷═════
@For_Strong_Iran
══════🇮🇷═════