『حـَلـٓیڣؖ❥』
به نام خدا #رمان_پرواز_تا_امنیت #پارت_دویست_و_شصت #رسول خسته برگشتم خونه.... ذهنم خیلی در گیر بود.
.آخر این پارت و اول پارت بعد رو بخونید... در واقع تمام حرف های رسول مربوط به چیزی که توی دفترش بوده... و از نگاه رسول بوده تقریبا.. ن از زبانش