صلی الله علیک یا اباعبدالله ▪️هدایت ناصبی به برکت زوارالحسین علیه السلام مرحوم علامه ی امینی در الغدیر می نویسد : خلیعی شاعری بوده است که از پدر و مادری ناصبی ( دشمن ائمه ) به دنیا آمد . مادرش نذر کرد که اگر خدا به او پسری روزی نماید ، او را به عنوان راهزن بر سر راه زائران امام حسین علیه السلام بفرستد تا به قتل و غارت آن ها بپردازد . چون او به دنیا آمد و به حد رشد رسید ، او را برای ادای نذرش فرستاد و چون او به نواحی مُسیّب که در نزدیکی کربلاست ، رسید ، در کمین آمدن زوار نشست. لحظاتی گذشت و خواب بر او غلبه کرد و قافله و کاروان زوّار گذشت و گرد و غبار مرکب های زوار به او رسید . وی در خواب دید که قیامت بر پا شده و فرمان آمده که او را به آتش اندازند ، ولی آتش او را به خاطر آن گرد و غبار ِ پاکی که بر او نشسته بود ، نمی سوزاند ! سپس از خواب بیدار شد ، در حالی که از قصد بدش برگشته بود . در همان جا توبه کرد و محبت و ولایت خاندان پاک پیامبر و خاندانش را به دل گرفت . بعد از این به کربلا و حائر شریف امام حسین علیه السلام مشرف شد . و می گویند در آن وقت این دوبیتی را سرود : إذا شئتَ النجاةَ فزُرْ حُسَينـــــاً لكـــــــي تَلقـــى الإله قَريرَ عينِ اگر نجات و رستگاری می خواهی ، امام حسین را زیارت کن ؛ تا آنکه خدا را با روشنی چشم دیدار کنی فإنّ النار ليس تمسُّ جِسـماً علـيه غبـــار زُوَّار الحسـين زیرا که آتش لمس نمی کند و نمی سوزاند جسمی را که بر او غبار زائرین حسین علیه السلام باشد. 📚الغدیر /ج ۶/ ص 12 @HeyatAliAkbarQom