پژوهش های اصولی
#فقه #غناء ۸ #حکم_شناسی #بررسی_روایات #طائفه ۱ #صحیحه_حماد ✅ روایت پنجم: صحیحه حماد. این روایت، در
۹ ۱ ✅ روایت ششم: روایت ابوموسی 🔵 بخش نخست این روایت در امالی شیخ طوسی نقل شده است، ولی در وسایل الشیعه نیست. این روایت را شیخ طوسی(رضوان الله تعالی علیه) نقل می‌کنند؛ و علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) هم در بحارالانوار، از ایشان نقل کردند. 🔹 بررسی سندی: سند این روایت عبارت است از: ابومحمد الفهّام، قال: حدّثنا ابوالحسن محمد بن احمد الهاشمی المنصوری، قال: حدّثنی عمّ ابی ابوموسی عیسی بن احمد، قال: حدّثنی الامام علی بن محمد(علیه السلام) قال: حدّثنی ابی، عن ابیه، علی بن موسی، قال: حدّثنی ابی موسی بن جعفر. فقط سه نفر در این سند وجود دارد که نیاز به بررسی دارد، زیرا بقیه از معصومین علیهم السلام هستند؛ و عمده بحث در میان این سه نفر نیز، راجع به ابوموسی است که توثیق خاص ندارد و تنها راه آن، استفاده از توثیقات عام است. ابومحمد الفهّام، که استاد شیخ طوسی و نجاشی است و در وثاقت او شکی نیست. ابوالحسن محمد بن احمد الهاشمی المنصوری، نیز توثیق شده است. در مورد ابوموسی، گویا هیچ توثیقی وارد نشده است، لکن روایاتِ زیادی را جناب شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیه) به همین طریق از ایشان از حضرت هادی(علیه السلام) نقل می‌کند، و همین اکثار روایت، قطعا موجب وثوق است. با توجه به این که یکی از توثیقات عام بسیار مهم این است که آیا کثار نقل اجلاء، دلالت بر توثیق دارد یا خیر؟ و بحثی بسیار پر ثمر است، لازم است یک بار برای همیشه، حل و فصل شود؛ اگر چه اندکی به طول خواهد انجامید. توضیح ذلک: یکی از اهداف اصلی دانش رجال، شناسایی راویان احادیث معصومین (علیهم السلام) از جهت وثاقت و عدم وثاقت می باشد. از این رو بحث از توثیقات، جزء مباحث اصلی دانش رجال گردیده است. دانشمندان علم رجال برای احراز وثاقت یک راوی از روش های مختلفی بهره برده اند که می ‏توان آنها را به دو دستۀ کلّی تقسیم نمود: ۱. توثیقات خاصّ: که مراد توثیقات بر جای مانده از بزرگان سلف پیرامون یک راوی خاصّ می ‏باشد؛ مانند این عبارت نجاشی پیرامون وثاقت زکریا بن آدم: زکریا بن آدم بن عبد الله بن سعد الأشعری القمی: ثقه جلیل عظیم القدر و کان له وجه عند الرضا(علیه السلام). ۲. توثیقات عامّ: که مراد اموری است که اختصاص به راوی خاصّی ندارند و قابلیت دلالت بر وثاقت جمعی از روات را دارند که شاید بتوان آن امور را به دو گروه قولی و فعلی تقسیم کرد؛ مانند مقدمۀ تفسیر علی بن ابراهیم (قولی) و اکثار روایت اجلاء (فعلی). بسیاری از رحالیون معتقدند که اگر اجلاء از یک راوی، زیاد روایت کنند، این امر دالّ بر آن است که آن راوی نزد آنها، شخصی ثقه و مورد اعتماد بوده است. و از رهگذر توثیق این اجلاء، وثاقت آن راوی به قول مطلق اثبات می گردد. قبل از بررسی ادله اثبات این مدعا، سوالاتی راجع به برخی واژگان و نیز سعه و گستره و محل نزاع در آن وجود دارد که لازم است پاسخ داده شود. پیرامون واژه روایت، دو سوال وجود دارد: الف) مراد از روایت کردن از آن راوی چیست؟ آیا مراد اداء روایات آن راوی است؟ یا تحمل روایات او؟ یا اعم از هر دو؟ ب) مراد اداء یا تحمل به چه شکلی است؟ قرائت و سماع یا اجازه یا اعم؟ در پاسخ به پرسش اول باید گفت که گرچه واژۀ روایت ظهور در اداء دارد و عمدتاً ناظر به مرحلۀ اداء می‏ باشد، لکن اختصاصی به آن ندارد؛ از این رو اگر ثابت شود که اجلاء از یک راوی کثیرا تحمل روایت کرده‏ اند (حال نمی‏دانیم که آن روایات را اداء کرده ‏اند یا خیر؟ یا می‏ دانیم که اداء نکرده ‏اند، امّا نه به دلیل اعراض بلکه به دلایل دیگری)، در این صورت هم این بحث مطرح خواهد بود که آیا این امر دال بر وثاقت آن راوی خواهد بود یا خیر؟ نسبت به پرسش دوّم باید که بگوئیم که مراد اعم است، یعنی خصوص قرائت و سماع مراد نیست؛ بلکه بحث شامل اجازه هم می ‏باشد؛ اگر چه باید اذعان کنیم که دلالت سماع و قرائت، قوی تر از دلالت اجازه است. اما مراد از اجلاء چه کسانی هست؟ تمام ثقات؟ ثقاتی که دارای مقامی علمی باشند؟ و… پرسش دوم آن است که جلالت در هنگام تحمل روایات، ملاک است یا جلالت در هنگام اداء روایات؟ پرسش سوم آن است که آیا روایت یک شخص جلیل، کافی است یا باید چند شخص جلیل روایت کنند؟ پیش از پاسخ به این پرسش‏ها باید به این مطلب اشاره داشته باشیم که از تتبع در کتب رجالی استفاده می‏ شود که روات ما سه دسته ‏اند: 1. راویانی که بنائشان بر عدم نقل از ضعفاء بوده است؛ مانند ابن ابی عمیر، صفوان و بزنطی. 2. راویانی که در نقل روایات، لااُبالی نبوده‏ اند، لکن گاهی هم از ضعفاء (به دلایلی) روایت نقل کرده‏ اند که عامۀ محدثین ثقه، در این گروه قرار می‏ گیرند. 📚 کانال پژوهش های اصولی https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945