از این زمین تا کربلا راهی نمانده تا رفتن خون خون خدا راهی نمانده🌴 بهر شهید سر جدا راهی نمانده از کوفه تا شام بلا راهی نمانده🌴 فردا همه در کربلا مهمان آبند این کاروان ناموس‌های بوترابند🌴 فردا زنان کاروان خیمه نشینند شب‌ها که نوزادان خیمه خواب خوابند🌴 جانم حسینم این زمین خیلی عجیب است از دور می‌آید گمانم او حبیب است🌴 دلشوره دارد خواهرت در این بیابان ذکر لب اهل حرم امن یجیب است🌴 لیلای من چه به سر مجنون می‌آید از این زمین بوی فراق و خون می‌آید🌴 دنیا به پیغمبر وفاداری نکرده وقتی علی اکبرت بیرون می‌آید🌴 آبی که اینجا دیده‌ام مثل سراب است در خواب ناز امشب ببین طفل رباب است🌴 در این زمین بیش از همیشه طفل تشنه است اینجا چه سری هست دل در اضطراب است🌴 جانم حسینم من همیشه با تو بودم با تو عجین گشته حسینم تار و پودم🌴 اصلا نگو از رفتنت هرگز برادر قول تو را دادم به آن یاس کبودم🌴 چشمانتان آقای من گردیده ابری گفتی به من ای خواهرم تو کوه صبری🌴 گیرم که زینب کوه، کوه از هم بپاشد وقتی ببیند پاره تن بیرون قبری🌴 ای آخرین اهل کسا بسته به جانی می‌آید اینجا بوی خون، بوی تبانی🌴 عباس دارد پاسبانی می‌دهد وای از لحظه‌ای که خواهرانت پاسبانی...🌴 آه این زمین کرببلا باشد برادر تسلیم امر خالقی تو جان خواهر🌴 آه این گلو حیف است تشنه زیر دشنه آن بوسه را وعده نمودم من به مادر🌴 @fatemiioon_news