پس از رسیدن به مسجد الحرام دور کعبه طواف نموده و به پرده‌های خانه خدا چنگ زده و مرا نفرین کرد. از خدا خواست تا نیمی از بدن من خشک و فلج گردد... و من خدا را گواه می‌گیرم که هنوز دعای او تمام نشده بود که احساس کردم بدنم سست گشته و نیمی از آن فلج شده است. آنگاه آن جوان نیمه راست بدن خود را که فلج شده بود نشان داد.سپس گفت: اینک سه سال است که از این واقعه می‌گذرد. من بارها و بارها از پدرم درخواست نمودم که به این مکان مقدّس آمده و همانگونه که مرا در اینجا نفرین کرد برای من دعا کرده و شفای مرا از خدا بخواهد امّا او به خواسته من عمل نمی‌کرد تا اینکه امسال راضی شد و برای آنکه در حقّ من دعا کرده و عافیتم را از خدا بخواهد سوار شتری شده و روانه شهر مکّه گشت. اما در میان راه شتر او رم کرده پدرم از روی شتر افتاد و از دنیا رفت. من تنها به مسجدالحرام آمدم، به درگاه خدا طلب توبه نموده و از او شفای خود را خواستار شده‌ام. بدتر آنکه، مردم مرا این گونه به همدیگر معرّفی می‌کنند: این جوان شخصی است که به نفرین پدر خود گرفتار شده است. امیرالمؤمنین به جوان فرمود: اینک وقت نجات تو فرا رسید. آیا می‌خواهی دعائی به تو بیاموزم که رسول خدا(صلی الله علیه وآله ) به من آموخت. در آن دعا اسم اعظم خدا وجود دارد و شخصی که آن دعا را بخواند خدای عزّ و جلّ دعایش را مستجاب می‌گرداند و خواسته‌اش را برآورده می‌نمایدو بیچارگی، غم، درد، مرض، فقر و تنگ‌دستی از زندگی او برطرف می‌گردد، قرض او داده می‌شود، چشم زخم از او بر می‌گردد، گناهان او آمرزیده می‏شود، عیب‏های او پوشیده می‏شود، از ترس هر شیطانی سرکش و هر ظالمی ایمن می‏گردد، و اگر این دعا را انسان مؤمنی بر کوه بخواند، آن کوه از جای خود کنده می‏شود، و اگر بر مرده‏ای بخواند، خدا او را زنده می‏گرداند، و اگر بر آب بخواند، بر روی آن راه می‏رود به شرط آن‌که تکبّر در وجودش راه نیابد. ای مرد تقوای الهی را پیشه خود ساز. زیرا هنگامی که من ناله‌های جانسوز تو را شنیدم که به درگاه خداوند توبه نموده و از او طلب بخشش می‌نمودی دلم برای تو سوخت و به رحم آمد. در هنگام خواندن این دعا باید نیت تو صادق باشد و این دعا را در راه معصیت خدا بکار نبری و آن را تنها به کسانی که به دیانت آنها اطمینان داری بیاموزی و چنانچه نیت خود را در هنگام خواندن این دعا خالص نمائی دعای تو مستجاب می‌گردد و پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) را در رؤیا خواهی دید در حالی که آن حضرت تو را به استجابت این دعا و به بهشت بشارت می‌دهد. امام حسین(علیه السلام ) فرمود: خوشحالی من از آموختن این دعا بیشتر از خوشحالی آن مرد برای کسب سلامتی‌اش بود. سپس امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به من فرمود: کاغذ و دواتی بیاور و آنچه را که من به تو می‌گویم بنویس. من دعا را به املاء پدرم نوشتم و به جوان دادم. پدرم به او فرمود: پس از ده شب این دعا را بخوان و خبر خوش شفایت را فردایش برایم بیاور و بدون وضو این دعا را نخوان. جوان دعا را گرفت بعداً در حال سلامتی نزد پدرم آمد و با خوشحالی قسم یاد کرد که والله در این دعا اسم اعظم است، من شفا یافتم، و ماجرای خود را اینگونه توضیح داد: در شب موعود هنگامی که در تاریکی شب چشمها را خواب ربوده بود دست سالمم را به دعا بلند کرده و این دعا را قرائت کردم و بارها خدا را به حق خودش قسم دادم. ندایی آمد که دیگر کافی است، دعای تو مستجاب شد، چرا که او را به اسم اعظمش خواندی. پس از آن من هم دراز کشیدم و در خواب پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را دیدم که دست خود را به بدن من کشیده و فرمود: در پناه خدای بزرگ باش که تو بر خیر خواهی بود، بیدار شدم در حالی که سلامت خود را بازیافته بودم. 📚مهج الدعوات سیدابن طاووس ص۱۵۱ 📚بلدالامین کفعمی ص ۳۳۷ 📚بحارالانوار علامه مجلسی ج ۹۲ص۲۸۲ 📚مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی پی نوشت:جهت بهره مندی ازمتن دعای مَشلول به کتاب مفاتیح الجنان یااینترنت رجوع کنید 💥انتشار بازمزمه صلوات بلامانع است http://eitaa.com/fatemiioon_news