کیهان/ « کجا ایستادهایم؟ »
عنوان یادداشت روز در روزنامه کیهان به قلم سید محمدعماد اعرابی است.
نمیدانیم برخی سیاستمداران روی حافظه ضعیف ما حساب کردهاند یا از اعتماد به نفس کاذب خودشان رنج میبرند که هنوز آوار سوءتدبیرشان از سر مردم برداشته نشده، داعیهدار مدیریت کارآمد برای حل مشکلات مردم میشوند!
آقای خاتمی که از 1382 تا 1384 پرونده هستهای ایران را به دست گرفت و قرار بود آن را از دستورکار شورای حکام خارج و تبدیل به پروندهای عادی در آژانس بینالمللی انرژی اتمی کند؛ نهتنها نتوانست این کار را انجام دهد بلکه با دو سال تعلیقِ کلیه فعالیتهای هستهای باعث عقبماندگی کشور در این حوزه شد و علیرغم این تعلیق داوطلبانه، شورای حکامِ آژانس 6 قطعنامه علیه ایران صادر کرد و دست آخر پرونده ایران را به شورای امنیت سازمان ملل متحد فرستاد تا زمینه تحریمهای بینالمللی ایران فراهم شود.
حسن روحانی در این پرونده «تقریبا هیچ» دستاوردی نداشت؛ این را خودش در کتاب خاطراتش میگوید: «متأسفانه، در مقابل اگر نگوییم هیچ، ایران مابهازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قولهای انجام نشده و درخواستهای بیشتر روبهرو شد.»
8 سال بعد آقای روحانی با ادعای حلوفصل پرونده هستهای و لغو تحریمهای اقتصادی ناشی از آن پا به رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری 1392 با این جمله تاریخی گذاشت:
«چرخ سانتریفیوژها باید بچرخد؛ اما نه به قیمت از کار افتادن چرخ صدها کارخانه.» کسی که نتوانسته بود پرونده ایران را از دستورکار شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی خارج کند، این بار میخواست پرونده را از دستورکار شورای امنیت سازمان ملل خارج و تحریمها را لغو کند. نتیجه مثل قبل بود، حسن روحانی باز هم نتوانست! و ما با تمام وجود جان کلام را در این ضربالمثل شیرین ایرانی درک کردیم که: «آزموده را آزمودن خطاست».
توافقی که او برای حل پرونده هستهای و لغو تحریمها به ارمغان آورده بود؛ چرخ صنعت هستهای ایران را تقریبا متوقف کرد و گرهای از اقتصاد ایران نیز باز نکرد. این را ولیالله سیف، رئیس وقت بانک مرکزی در دولت آقای روحانی 9 ماه پس از امضای توافق در 28 فروردین 1395 به تلویزیون بلومبرگ گفت: ««تقریبا هیچ» چیز از این توافق که در روز 16 ژانویه اجرایی شد عاید ایران نشده است.» و البته عباس عراقچی مذاکرهکننده ارشد و معاون وقت وزیر خارجه نیز سه سال بعد در گفتوگو با رسانه هلندی NRC آن را تأیید کرد: «یکی از درسهایی که ما از مسئله برجام گرفتیم، این است که نتیجه این توافق و پایبندی به آن، ظاهرا اعمال تحریمهای جدید بود.» نتیجه سیاستهای دولت آقای روحانی زیانبار و ناامیدکننده بود. در کنار چرخ سانتریفیوژها، چرخ کارخانهها نیز از حرکت ایستاد و نشانهای باسابقه صنایع ایران مثل: ارج، آزمایش، داروگر، تاژ، پارسالکتریک، ماشینسازی تبریز، هپکوی اراک، کاشی ایرانا، کاشی کویر یزد، کاشی حافظ، سیمان ایلام، قند ورامین، قند فریمان، روغن نباتی قو، روغن نباتی جهان، چیتسازی ری و... تعطیل و یا در آستانه تعطیلی قرار گرفتند. پس از نیمه اول دهه 80،
حسن روحانی این بار در قامت رئیسجمهور در دهه 90 خسارتآفرینی کرد و یکی از عوامل عقبماندگی کشور شد.
آقای روحانی و دولتمردانش البته پس از ناکامی در حل مسائل، صورت مسئله را پاک کردند و اساسا منکر هدف اقتصادی خود برای لغو تحریمها در مذاکرات هستهای شدند. محمد جواد ظریف وزیر خارجه حسن روحانی 9 شهریور 1395 به روزنامه ایران گفت: «هدف عمده مذاکرات، برداشتن تحریمها نبود.» او 4 دی 1397 نیز به روزنامه خراسان گفت: «اینکه کسی بگوید هدف برجام اقتصادی بود با واقعیات و خطوط قرمزی که برای ما ترسیم شده بود، نمیسازد.» این روزها حسن روحانی و دولتمردانش یک بار دیگر داعیهدار حل مشکلات کشور شدهاند اما میتوان مطمئن بود در صورت بازگشت آنها به مدیریت کشور، باز هم با آزمونی از پیش شکست خورده مواجه خواهیم شد؛ آنها مثل گذشته «تقریبا هیچ» دستاوردی نخواهند داشت و پس از ناکامی نیز اهداف و وعدههای اقتصادیشان را انکار خواهند کرد.
مشکلات اقتصادی امروز کشور زبان مدیران اشرافی، ناکارآمد و پرمدعا را باز کرده است اما به نظر میرسد جنس این مشکلات تفاوتی بنیادین با مشکلات مشابه در دهه 90 دارد. 21 اکتبر 2022(29 مهر 1401) در کشاکش اغتشاشات، آریل کوهن عضو ارشد شورای آتلانتیک در گزارشی برای نشریه فوربس نوشت: «ایران بخش انرژی خود را برای مقاومت در برابر تشدید تحریمها، ضدتحریم کرده است. ایران در زمینه اجتناب از تحریمها، ایجاد زیرساختهای صادرات انرژی و یافتن شرکای صادراتی جدید و افزایش تخصص فنی داخلی تجربه زیادی دارد.... ایران پیش از آغاز اعتراضات[!] اخیر، اقدامات پیشگیرانهای برای تضعیف تحریمهای غرب انجام داد.» اشاره او به افزای