#کتاب_ردپایی_در_رمل
🏴 بیل هپکو را به پاسگاه طاووسیه منتقل کردیم.کانالی پیدا شده بود که حدودا ۶۰۰ متر طولش بود و جاده ی صفر مرزی را قطع می کرد.با مجید گلرخی، محمد زمانی، مهدی امینی و حسن اباذری در این کانال کار را شروع کردیم.
آقامجید برای کاری رفته بود تهران و آقا سیدمجید و داوود دشتی در منطقه بودند.صبح تا ظهر کار می کردیم.و بعد از نماز و ناهار تا غروب دوباره پای کار می رفتیم.
فاصله کانال تا مقر حدودا ۴۰۰متر بود.ما مجبور بودیم این مسیر را پیاده از میان علف ها و بوته ها موجود در منطقه که در فصل گرما از شدت تابش خورشید خشک می شدند،عبور کنیم که همین امر تردد ما را با مشکل مواجه می کرد و انواع و اقسام حشرات و پشه ها را به منطقه کشانده بود.در فصول گرم سال به خاطر شدت گرما،علف های منطقه خشک و باعث آتش سوزی می شدند.
از طرفی این وضیعت خود نوعی پوشش برای منافقین می شد که هراز گاهی جهت ضربه زدن به پاسگاه های مرزی وارد خاک کشورمان می شدند.
در منطقه هم شایع بود هر پاسگاه محدوده ی مقابلش را آتش می زد تا به لحاظ امنیتی دچار مشکل نشود.ص ۲۲۵
✍خاطرات محمدحسن منافی
📕به اهتمام مهدی امینی
✅ کانال رسمی اندیشکده راهبردی فتح
🆔
@Mastermahdiamini