«حاج علی از دهه شصت دنبال شهادت میگشت
لباس مجاهدت درآورد و لباس شهادت بر تن کرد.»
🇮🇷🌷🇮🇷🌷🇮🇷🌷🇮🇷🌷🇮🇷🌷🇮🇷
راوی: عباس پیکار، مسئول تبلیغات تیپ مستقل 44 قمر بنی هاشم (ع) در دوران دفاع مقدس
ما صدایش میزدیم حاجعلی. سال 1362 در عملیات خیبر با او آشنا شدم. بعد از اینکه موسس و فرمانده تیپ قمربنیهاشم (ع)، برادر ارجمندم حاج کریم نصر در حین عملیات مجروح شد بلافاصله فرماندهی کل سپاه، حاجعلی را بعنوان فرمانده به تیپ مامور کردند برای ادامه عملیات. حاج علی فرماندهی لشکر امام حسین (ع) را در کارنامه داشت با این حال وقتی به او گفتند که فرمانده تیپ قمر بنی هاشم (ع) مجروح شده و باید به تیپ کمک کنیم بیدرنگ، مسولیت فرماندهی تیپ را قبول کرد فقط بر اساس تکلیفمحوری. هیچوقت مقام و منصب برای او مطرح نبود. حاج علی با فروتنی تمام مسولیتهایی که به او میسپردند را میپذیرفت.
در عملیات خیبر، شرایط بچهها در جزیره مجنون خوب نبود و حسابی با پاتکهای دشمن مواجه بودیم. عراقیها آمده بودند برای گرفتن جزایر مجنون به هر قیمت. امکانات کم بود و فقط آرپی جی7 و خمپاره60 داشتیم. بچه ها پشت خاکریز ضعیف وکم ارتفاعی جانانه مشغول دفاع وپدافند بودند. تعداد شهدا و مجروحین هم بالا بود. به همراه مسول ستاد تیپ رفتیم خدمت حاجعلی و گفتیم وضعیت خط خوب نیست و اگر اجازه بدهید برای کمک برویم به سمت خط. حاجی اجازه داد و ما رفتیم به کمک فرمانده گردان سلمان که حالا بیشتر کادرش را از دست داده بود،آنها یا مجروح یا شهید شده بودند.
عملیات خیبر که تمام شد حاجعلی برگشت به لشکر و دو سه ماه بعد به عنوان فرمانده تیپ معرفی شد و ما چند عملیات افتخار داشتیم در تیپ قمربنی هاشم است خدمت ایشان باشیم.
سال1363 در عملیات بدر که افتخار انفجار پل جویبار روی رودخانه دجله در اولین ساعات عملیات شاهکار رزمندگان تیپ بود که مورد تحسین فرماندهان قرارگاه قرار گرفت و تیپ به صدردرصد اهداف تعیین شده دست یافت.
عملیات والفجر 8 سال 1364 که با تامین جناح راست منطقه عملیات از کنار اروند تا جاده فاو بصره صددرصد ماموریت محوله به تیپ را محقق ساخت.
و در عملیات کربلای4و5 با تسخیر سنگرهای نونی شکل در منطقه شلمچه شکست فاحشی برای تدابیر مسلح کردن زمین توسط نظامیان دنیای شرق و غرب را رقم زد.
سرانجام بعد از شهادت حاج حسین خرازی در کربلای5، که لشکر ،علمدارش را از دست داده بود حاج علی زاهدی به عنوان فرمانده لشکر امام حسین (ع) راه پر افتخار همرزمش را ادامه داد و با تیپ وداع کرد.
حاج علی نه آن روز که از لشکر آمد به تیپ احساس کوچکی کرد و نه آن روز که از تیپ به لشکر رفت غروری او را گرفت. هرچه بود برایش انجام تکلیف محسوب میشد.
همیشه با لباس خاکی بود و خودش را یک بسیجی میدانست با آنکه فرمانده بود. عضویت سپاه را هم از روی تکلیف پذیرفت. اگر کسی حاج علی را نمیشناخت نمیتوانست در جمع رزمندگان او را تشخیص بدهد که فرمانده است.
حاج علی از یک خانواده مذهبی بود، پدرش روحانی بود و خودش هم دائم الذکر و متعبد؛مسیرهای طولانی ماموریت را با خواندن دعا و قرآن طی میکرد.در طول سالهایی که با هم بودیم یک مورد سراغ ندارم که با کسی از روی عصبیت یاتحکمی صحبت کرده باشد. حسابی دلسوز همه بود و مقید بود از خانواده شهیدان و جانبازان سرکشی نماید.
مرد مسولیتهای بزرگ بودو از ستون های فقرات سپاه.✊
بعد از جنگ هم در دهه هشتاد وقتی قرار شد برای کمک به جبهه مقاومت، عازم سوریه و لبنان شود بدون اما واگرپذیرفت چون اعتقاد داشت هرکاری که تکلیف باشد،بایدانجام داد.🌺
زمانی که فرمانده نیروی زمینی سپاه بود رفتم به دیدارش.وقتی متوجه شدکه من آنجا هستم از اتاقش بیرون آمد وگفت عباسآقا و آغوشش را باز کردومن را چنان بغل کرد که انگار همان سالهای دفاع مقدس بود وهیچ تغییر در رفتارش مشاهده نکردم ،گرم ،صیممی ،خودمانی و خاکی.❤️
آنقدر در جبهه مقاومت موثر وکارآمد بود که سید حسن نصرالله چندبار خواسته بود که حاج علی برای ادامه ماموریت به سوریه و لبنان برگردد. با دستور مقام معظم رهبری علیرغم مشکلات جسمی رفتن را تکلیف دانست و راهی شد. حاج علی از دهه شصت دنبال شهادت🌷میگشت. لباس مجاهدت را از تن درآورد ولباس شهادت بر تن کرد وعاقبت به آرزویش رسید. بهترین عبارت در این اتفاق ناگواری ازدست دادن حاج علی سخن مقا معظم رهبریست که فرمود ما در این حادثه عزادار شدیم وآنان کامیاب.
رزمندگان استان چهارمحال بختیاری مفتخر هستند که تحت فرماندهی این شهید والامقام در قالب تیپ قمربنی هاشم (ع) تابلوهای زیباو ماندگاری را دردفاع مقدس به یادگار گذاشتند.
وخود را مدیون فرماندهی طراز جمهوری اسلامی حاج علی عزیز میدانند.
خداوند حقش را بر ما حلال و روحش را از ما خشنود بفرما.🤲
"عباس پیکار"
@Modafeaneharaam