🔹وقتی بنا باشد که ارزش #انسان به اسب و الاغ و سگ و تازی و امثال اینها باشد، آن مبدا ارزش، ارزشش از این شخص بیشتر است. اگر اسب مبدا ارزش یک انسان شد، آن اسب ارزشش از انسان بیشتر است؛ برای اینکه او ارزش به انسان داده. اگر فرش و قالی و تجملات و بزک کردن و مو چطور کردن و مد را از اطراف آوردن، این ارزش یک انسان را زیاد می‌کند، آنها ارزششان بیشتر از این است؛ برای اینکه آنها مبدا ارزش هستند. انسان خودش ارزش ندارد، ارزشش به گاوداری است، گاوها ارزششان بیشتر از خود انسان است؛ ارزششان به پارک داری است؛ ارزششان به فرش داری است؛ ارزششان به امثال این مسائل است. و روی موازین #عقلی، اگر مبدا اثر یک جایی باشد و به واسطه آن مبدا اثر، این آدم یا این شی‌ء ارزش پیدا کند، آن #مبدا اثر ارزشش بیشتر است. 🔹نقل می‌شود که یک عارف مسلکی وارد شده بود به منزل یک امیر، یک سلطان یا یک امیر و دیده بود که مجلس [به‌] همه چیز مزین است، همه چیز هست. در این بین، آب دهان می‌خواست بیندازد. نگاه کرد به اطراف و آب دهنش را توی صورت آن امیر انداخت. امیر اعتراض کرد که برای چه؟ گفت: من هر چه نگاه کردم، کثیفتر از صورت تو در اینجا نیافتم. 🔹شما اگر آن ورق را ببینید، انسان اگر آن صفحه دوم عالم را ببیند و در آنجا ببیند که اینهایی که ارزششان را به این مسائل می‌دانند، آن وقت می‌بینید که در آنجا، صورت آنها آن قدر مشوه [است‌] و #صورت_انسانی هم نیست، یک صورت دیگری است، تا ببینی سگباز است و همه دلش را به سگ داده است، صورت سگ است. #امام_سید_روح_الله_موسوی_خمینی 📆 05 دی 1361 📚جلد ۱۷ صحیفه امام (ره)، صفحه ۱۸۳ @NOORI82325