✨﷽✨ 🔰چطور ميتوانيم بفهميم به حقيقت عبوديت پي برده ايم؟ مي گويند: ابوطلحه انصاري در مدينه باغي داشت و كسي كه درمدينه باغ داشت امتياز خوبي بود. روزي داشت قرآن ميخواند. اين آيه را خواند: از آنچه دوست داريد انفاق كنيد. پيش خودش گفت: من اين باغ را دوست دارم. پيش پيامبر رفت و گفت: من مي‌خواهم اين باغ را انفاق كنم. اين حقيقت قرآن خواندن است. يعني كسي كه اين طوري از قرآن اثر پذيرفت. ملا فيض كاشاني كتابي بنام محجة البيضا نقل ميكند: يك جواني در مدينه خيلي زيبا عبادت مي‌كرد. دختري عاشق اين جوان شد. عشق مجازي. اين دختر روزها مي‌آمد و نماز او را تماشا مي‌كرد ولي پسر به او محل نميگذاشت. روزي دختر جلوي او را گرفت و گفت: من از عشق تو دارم مي‌ميرم. تو شهوت و غريزه نداري و اصلا به من نگاه نمي كني. جوان گفت: من هم شهوت دارم و چه كسي از گناه بدش مي‌آيد؟ انسان به خودش فشار مي‌آورد كه گناه نكند ولي يك آيه دست من را مي‌بندد. اين كه خدا مي‌گويد: من چشم اشاره شما و نيت شما را مي‌دانم. وقتي خدا اين را مي‌داند، من چطور مي‌توانم اين گناه را انجام بدهم. يعني نماز خواندن در مسجد كوفه اين اثر را روي او گذاشته بود. ميگويند: خانم با اين آيه تغيير كرد.