🔸 حضرت رو به مردم کرد و فرمود : «اسکتوا ! ولو شئت أتیت بجباله . آرام باشید ! اگر بخواهم کوه یخ را حاضر می کنم.» 🔸آنگاه به قابله کوفه فرمود : این تکّه یخ را بگیر و به همراه دختر از مسجد بیرون رو ، آنگاه تشتی زیر او بگذار و این تکّه یخ را در نزدیکی رحم او قرار ده ، زالوئی بیرون خواهد آمد که وزن آن پنجاه و هفت مثقال و دو دانق است.😳 ▫️ قابله تکّه یخ را گرفت و به همراه دختر از مسجد بیرون آمد و تشتی آورده و آن طور که حضرتش فرموده بود انجام داد ، 🔺ص: 196 ناگاه زالوی بزرگی داخل تشت افتاد و آن را وزن کرد همان اندازه بود که حضرتش فرموده بود . ▫️ قابله با کنیز به مسجد آمد و زالو را در برابر حضرتش بر زمین گذاشت ، 🔸 حضرت فرمود : آیا وزن نمودي؟ ▫️ گفت : آري ، وزنش پنجاه و هفت مثقال و دو دانق بود . 🔸 فرمود : آري ، و این آیه را تلاوت فرمود :« وَإنْ کانَ مِثْقالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنا بِها وَکفی بِنا حاسِبینَ »؛« و اگر به مقدار یک دانه خردل (کار نیک و بدي) باشد ما آن را حاضر می کنیم و کافی است که ما حسابگر باشیم » 🔸 آنگاه فرمود : اي اباالغضب ! دخترت زنا نکرده جز آنکه او در ده سالگی در جایی وارد آب شده و این زالو وارد رحم او گشته و از آن موقع تا حالا در رحم او بوده و بزرگ شده است. ▪️در این هنگام پدر دختر برخاست و می گفت : گواهی می دهم که تو می دانی آنچه را که در رحم ها است و آگاه از ضمایري . ✍نویسنده رحمه الله گوید : این روایت را بحرانی قدس سره با اندکی تفاوت و اغلاط در عبارات از سیّد مرتضی رحمه الله نقل نموده است. Join👇 🆔 @Rangiinkaman