دیشب برا یه آقایی که داشت زباله جمع میکرد نون توموشی گرفتم و رفتم و همون لحظه انگار کیف پولم افتاده بود که بعد یه ساعت فهمیدم و کل شهرو افتادم دنبالش و برگشتم همون جا، دیدم بنده خدا تمام اون مدتو وایساده بود تا من برگردم و کیف پولمو بده😭 در حالی که دلم اتیش گرفته بود گفت: «کارت دانشجوییتو دیدم، میخواستم فردا بیام دانشگاه تحویل بدم ولی گفتم بذار تا آخر شب بمونم اگه اومد ناامید نشه» اخه اینقدر مرد😭😭 ✍️ لیمو عمانی @Roshangari_ir | روشنگری