🔺عمل و تلاش در« قانون جذب » هیچ جایگاهی ندارد 🧲
♦️ یکی از روشهای جذب مدعیان دروغین در سلوک پوشالی عرفانهای نوظهور، سوء استفاده از احساسات و عواطف پیروان خود است.
🔷 برای نمونه در تئوری راز و قانون جذب تاکید بسیاری بر روی اندیشه و احساس پیروان خود کرده است و به جرات میتوان ادعا کرد اساس این آموزه انحرافی سوء استفاده ابزاری از احساسات و عواطف است .
🔶 این موضوع دقیقا خلاف تعالیم الهی پیامبران است زیرا در آموزههای الهی تلاش و عمل از اهمیت فوق العادهای برخوردار است که برای تایید این ادعا به چند نمونه قرآنی آن اشاره خواهیم کرد:
🔷 «وَ أَنْ لَیْسَ لِلإِنْسانِ إِلاّ ما سَعی. [نجم/ 39] انسان حاصلی جز سعی و تلاش ندارد.»
🔶 «وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُری. [نجم/40] و قطعاً تلاشش به زودی نمایان میشود.»
♦️ انحرافی بودن آموزههای قانون جذب به گونهای است که عمل و تلاش در آن هیچ جایگاهی ندارد و اگر آموزههای این قانون به گونهای بود که به پیروان خود میآموخت هر چه بخواهید و بهاندازه عملتان به دست خواهید آورد، میتوانستیم آن را انحرافی بیان نکنیم ولی آموزههای این فرقه انحرافی خلاف این ادعا را ثابت میکند.
♦️ در قانون جذب بر خلاف آموزههای ادیان الهی «انسان کانون عالم است و فرمان میدهد و محقق میشود.
🔷 کائنات غلام حلقه به گوش و غول چراغ جادو هستند و انسان باید مثل فرمانروای نیرومندی آرزوهای خود را میطلبد. نیروی برآوردن آرزوها، قدرت تصور و تجسم اوست و آنچه انسان بخواهد، همان خواهد شد.»[1]
🔶 اما آموزههای پیامبران الهی به میآموزد که خداوند کانون هستی است و تمام موجودات جهان هستی به اذن و اراده او عمل میکنند و هرچه خداوند بخواهد همان خواهد شد.
🔷 آموزهای انحرافی قانون جذب به گونهای است که انسان را به فرمان روایی تخیلی جهان هستی تبدیل میکند و به تمام کائنات را در اختیار وی قرار میدهد و انسان را در تخیل رویاهای رنگارنگ و آرزوهای دراز غرق میکند و خودمحوری و منفعتطلبی و لذتجویی را برای پیروان خود به ارمغان میآورد.
🔶 این تفاوتها و نتایج و آثار دورکننده از ارزشهای اخلاقی فارق از درستی یا نادرستی قانون جذب به دنبال عمل کردن بر آساس آن به وجود خواهد آمد. و اگر نادرستی قانون جذب مورد توجه قرار گیرد این ناکامیها انسان را هرچه بیشتر در آرزوها و رویاهای خود فرومیبرد و بیشتر و بیشتر پیامدهای اخلاقی آن را پرورش میدهد.
🔷 پیروان و مروجین قانون جذب برای توجیه سلوک پوشالی خود آن را با تفکر مقایسه میکنند و برای تایید ادعای خود روایات باب تفکر را در منابع اسلامی بیان میکنند که تفکر از عبادت بالاتر است. باید توجه داشت که اساسا نیروی فکر و تفکر هیچ ارتباطی با قانون جذب ندارد.
🔶 فکر نیرویی است که انسان با استفاده از آن پاسخ پرسشهای خود و دیگران را مییابد و با دانستههایش به کشف ندانستهها میرود. حالا عمل به دانستهها چه نتایجی دارد و عمل نکردن به آنها چه پیامدهایی را به دنبال میآورد، موضوعی دیگر است.
🔷 ولی آن چه مسلم است آن است که اساسا قانون جذب به قلمرو فکر و نیروهای آن وارد نمیشود. آن چه در کانون این تئوری قرار دارد، تخیل و توهم است و طبق آموزههای اصیل اسلامی این موضوع انگیزه و تلاش انسان را از بین خواهد برد. «هر که آرزویش گسترده شود، عملش محدود و کوتاه میشود.»[2]
🔶 دنیا با رنجها و ناکامیهایش به انسان درس میدهد و او را به سوی زندگی ابدی و بهشت خداوند هدایت میکند، اما کسی که پناهنده اوهام خود شود و چشم از جهان واقعی فروبندد، دیگر نمیتواند حقیقت دنیا را درک کند و پیام آن را دریابد.
🔷 در این شرایط ارزشهای دنیا را بر افکار و احساسات خود حاکم میکند و دنیامداران را در اوج شایستگی و ارزشمندی مینشاند. به این ترتیب ظلمها و پلیدیهای آنها را ندیده گرفته و چه بسا قدرت و ثروت را نشانه قدرت و لیاقت آنها به شمار میآورد.
🔶 در کنار این پیامدهای طبیعی غرق شدن در آرزوها، توصیههای سخنگویان قانون جذب درباره توجه نکردن به اخبار و ندیده گرفتن بدیها و اینکه توجه به آنها موجب رخ دادن آنهاست، روند بصیرت زدایی و خام کردن مردم آسان و گسترده میشود.
🔷 آموزههای انحرافی قانون جذب، مخدری فکری است که مردم را در اوهام و آرزوها فرومیبرد، تا مدعیان دروغین، با آسودگی تمام هستی مردم را به تاراج برند و آنها را به جاده گمراهی هدایت کنند تا دیگر هیچ نیرویی برای مقابله با ظلم و ستم در جهان باقی نماند .
🔶 و آنچه باقی میماند، پلیدی، ستم و تباهی است و مردمی که هر روز چشم برهم میگذارند و دنیایی زیبا و زندگی گوارا را در خیال خود میبینند و با احساسات، تفکرات و آرزوهای بیشمار به زندگی خود ادامه میدهند تا روزی تحقق یابد.
🔸
#انتشار_حداکثری_با_شما
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#لبیک_یا_خامنه_ای
@SAboozar313