برادران 👨‍👨‍👦‍👦 یوسف وقتۍ مۍخواستند یوسف را به چاه 🕳 اندازنند یوسف لبخندۍ😊 زد یکۍ از برادرانش پرسید: چرا خندیدۍ؟🤔 اینجا ڪه جاۍ خنده نیست😏 یوسف گفت : روزۍ در فڪر بودم چگونه ڪسۍ مۍتواند به من اظهار دشمنۍ ڪند با این ڪه برادران نیرومندۍ💪 دارم ؟ اینڪ خداوند همین برادران را بر من مسلط ڪرد تا بدانم ڪه غیر از خدا تڪیه گاهۍ نیست به ما بپیوندید ........................................ ● 🌍 @EMAMZAMANIAM313