🌴🌹🌴🌻🌴🌹🌴
🌻🌴🌹🌴
🌹🌴🌻
🌴
🌻
💠بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن💠
#خاطرات_شهید_مهدی_زین_الدین
راوے: همسر شهید
#نیمه_پنهان
قسمت :۲۱
گمنام گمنام🕊
🍃. از بس با همه ی آن هايی كه از اين شهر و آن شهر اعزام شده بودند گرم
ميگرفت ؛ اراكی ها فكر می كردند اراكی است ، قمی ها فكر می كردند قمی . تيپ علی بن ابی طالب شده بود زن و
بچه اش . اولِ ازدواج به زنش گفته بود " من قبل از تو سه تا تعلق ديگر دارم ، سپاه ، جبهه ، شهادت ." من که آدم
بی احساسی نبودم . فاصله ی بينمان اذيتم ميكرد ، ولی اين جوری برايم جا افتاده بود .
🍃فكركردم زن خوب بايد آن چيزی باشد و آن كاری را بكند که شوهرش
ميخواهد . وقتی او ابراز علاقه
نميكرد ، طبيعی بود که من هم ابراز علاقه نكنم . يا طبيعی است که تازه عروس دلش لباس بخواهد ، اين چيزو آن چيز بخواهد ، ولی من در ذهنم هم چنين چيزی نميگذشت که به او بگويم " حالا که آمدی پاشو برويم فلان چيز را بخريم . " خودش که اهل چيز خريدن نبود ، نه برای من نه برای خودش . يك بار من و خواهرش پيراهن و شلوار برايش خريديم . توی خانه لباس ها را پوشيد رفت . وقتی برگشت دوباره همان لباس سپاه تنش بود .
🍃گفت " يكي از دوستانم ميخواست داماد شود ، لباس نو نداشت . دادم به او . " گفت " شما ها فكر ميكنيد من خيلي به اين چيزها وابسته ام ؟
" سليقه اش دستم آمده بود . اين که از چه لباس خوشش می آيد يانمی آيد . به قول خودش لباس اج وجق دوست نداشت . لباس ساده و تميز ، كمی هم شيك ، رنگ های آبی آسمانی و سبز . از قرمز بدش می آمد .
🌴🌹🌴🌻🌴🌹🌴🌻🌴🌹🌴🌻🌴🌹🌴
ادامه دارد...✒️
🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh