🌷🍀💫🌷🍀💫🌷🍀💫🌷🍀
💠نمونه ای از اخلاق نبوی پیامبر اکرم❗️
🔰یکی از عوامل گسترش و حفظ اسلام، حسن خلق و روش مهرآمیز پیامبر اعظم(ص) بود. از همین رو افراد در برابر خلق عظیم رسول الله(ص) آنچنان عوض میشدند که تعصبات و عادات چندین سالهی جاهلیت را کنار گذاشته و در مسیر هدایت قرار میگرفتند.
✍روزی رسول خدا(ص) و یارانش در جوار یکی از کوههای مدینه نشسته بودند. امام حسن نیز در آغوش پیامبر(ص) بود. در این هنگام مردی بیابانگرد به سوی حضرت آمد و با لحنی تند و زننده خطاب کرد: ای محمد! آنگاه که تو را ندیده بودم از تو ... و اکنون که دیدمت ... بیشتر شد.
📛اصحاب از این سخن به خشم آمدند و قصد تنبیه او را داشتند. رسول خدا(ص) با اشاره دست آنان را بازداشت و صبورانه لبخند زد و فرمود: آرام باشید.
✳️مرد بیابانگرد از پیامبر(ص) خواست تا بر پیامبری خود دلیل و برهان بیاورد. رسول خدا(ص) فرمود: اگر دوست داری یکی از اعضای پیکرم تو را از دلیلم خبر دهد.، مرد بیابانگرد قبول کرد. پیامبر(ص) از امام حسن خواست تا سخن بگوید. بیابانگرد از روی تمسخر خندید و گفت: خودش نمیتواند دلیل بیاورد، بچهای را به پا داشته تا سخن بگوید!
💥پیامبر(ص) فرمود: آنچه را که تو میخواهی او میداند؛ در این هنگام امام حسن(ع) رو به مرد بیابانگرد نمود و ماجرای سفر او را مو به مو برایش شرح داد و به او خبر داد که چگونه او و قومش برای قتل پیامبر توطئه کردند و او برای پیدا کردن پیامبر(ص) و عملی کردن توطئه چه رنجهایی را در راه تحمل کرده است.
🔷مرد بیابانگرد که اسرار خود را از زبان کودکی خردسال میشنید، سخت تعجب کرد و گفت: این خود دلیلی است بر حقانیت محمد و آسمانی بودن پیامبری او، سپس اندکی تأمّل کرد و راه حق را برگزید و آیاتی از قرآن را نزد پیامبر(ص) فرا گرفت. سپس به سوی قوم خود رفت و پس از مدتی با گروهی از افراد قبیله خود خدمت پیامبر آمد. آنان نیز به رسول خدا(ص) ایمان آوردند و مسلمان شدند.
📚بحارالانوار، ج 43، ص 333
❣
@arefeen
🌷🍀💫🌷🍀💫🌷🍀💫🌷🍀