كاكتوس به من درس زندگى داد .
هر چه بيشتر خودت باشى ،
هر چه متظاهر نباشى ،
كمتر طرفدار دارى .
كاكتوس تيز است و تيغ دار ،
اما حقيقت است ، راست است ،
خود را به دروغ لطيف نشان نميدهد ،
بعلت همين متظاهر نبودن
و خود بودنى ستودنى ،
كم طرفدار دارد و اكثرا تنهاست .
من گل هاى زيبايى را ميشناسم
كه درونشان سمى است ...
بهشان نزديك شوى ،
مسموم و بيمار ميشوى ،
هر چند كه ظاهر زيبايى دارند ...
كاكتوس به من ياد داد :
ظاهر را رها و باطن را دريابم ...
كه هر ظاهر زيبايى ،
لزوما خوش باطن نيست ...
كاكتوس به من گفت :
خودت باش ...
هر چند تيز و تيغ دار ...
حداقلش اين است كه
طرفدار كم دارى ،
اما همان اندك طرفدار ،
عاشقانه طرفدار تواند ...
كاكتوس را دوست دارم ...
كاكتوس خودش است ...
بى نقاب ...
" سهيل شهابى"