كاكتوس به من درس زندگى داد . هر چه بيشتر خودت باشى ، هر چه متظاهر نباشى ، كمتر طرفدار دارى . كاكتوس تيز است و تيغ دار ، اما حقيقت است ، راست است ، خود را به دروغ لطيف نشان نميدهد ، بعلت همين متظاهر نبودن و خود بودنى ستودنى ، كم طرفدار دارد و اكثرا تنهاست . من گل هاى زيبايى را ميشناسم كه درونشان سمى است ... بهشان نزديك شوى ، مسموم و بيمار ميشوى ، هر چند كه ظاهر زيبايى دارند ... كاكتوس به من ياد داد : ظاهر را رها و باطن را دريابم ... كه هر ظاهر زيبايى ، لزوما خوش باطن نيست ... كاكتوس به من گفت : خودت باش ... هر چند تيز و تيغ دار ... حداقلش اين است كه طرفدار كم دارى ، اما همان اندك طرفدار ، عاشقانه طرفدار تواند ... كاكتوس را دوست دارم ... كاكتوس خودش است ... بى نقاب ... " سهيل شهابى"