فدای عمه ای که با دل شکسته ناله زد: برادرم چرا نظر به غربتم نمی کنی؟!.، وای از آن روز که شد بی کس و یاور .،😭😔 ماند تنها وسط آن همه لشکر زینب.، لبِ گودال غریبی.... تن بی سر بر پیکرِ زخمیِ برادر، زینب.، 😭 وای از خونِ دل و اشک مدام و زینب.... وای از آن همه سنگِ لبِ بام و زینب خیزران تشت طلا بزمِ حرام و زینب! وای از قصه ی ویرانه ی شام و زینب.، 😭😭 گردن بگیر بی سر و سامانیِ مرا..،حسین جان😭😭😭😭😭 اللهم عجل الولیک الفرج به حق عمه جانمان زینب س