✨ لشکر امام هادی علیه السلام
💠 قطب راوندی روایت کرده که متوکل یا واثق یا یکی دیگر از خلفاء عباسی امر کرد عسکر (لشگر) خود را که نود هزار بودند از اتراک که در سرّ من رأی (سامرا) بودند که هر کدام توبره اسب خود را از گِل سرخ پر کنند ودر میان بیابان وسیعی در موضعی روی هم بریزند، ایشان چنین کردند وبه منزله کوه بزرگی شد واسم آن را تلّ مخالی نهادند. آنگاه بالای آن رفت وحضرت امام علی نقی علیه السلام را نیز به آنجا طلبید وگفت: شما را اینجا خواستم تا مشاهده کنی لشکرهای مرا، وامر کرده بود لشکریان را که با زینت و اسلحه تمام حاضر باشند وغرضش آن بود که شوکت واقتدار خود را بنماید تا مبادا آن حضرت یا یکی از اهل بیت اواراده خراج بر اونماید.
🔹 حضرت فرمود: میخواهی من نیز لشکر خود را بر توظاهر کنم؟ گفت: بلی، پس حضرت دعا کرد وفرمود: نگاه کن! چون نظر کرد دید ما بین آسمان وزمین از مشرق ومغرب پر است از ملائکه وتمام شاکی السلاح (مسلّح) بودند!
خلیفه چون دید او را غش عارض شد چون به هوش آمد حضرت فرمود:
ما به دنیای شما کاری نداریم ما مشغول به امر آخرت میباشیم بر تو باکی نباشد از آنچه گمان کرده ای، یعنی اگر گمانت آن است که ما بر توخروج میخواهیم بکنیم از این خیال راحت باش ما این اراده را نداریم.
📚 منتهی الآمال ، ج۲ ، ص۵۲۰
الخرائج و الجرائح ، ج۱،ص۴۱۴