🍃یار سفر کرده آدم‌ها به اندازۀ بزرگی و کوچکی غم‌هایشان بزرگ می‌شوند و کوچک می‌مانند. غم‌های بزرگ برای آدم‌های بزرگ غم‌های کوچک برای آدم‌های کوچک. شاید بهتر باشد این گونه بگویم بهرۀ ما از آدمیت به اندازۀ غم‌هایشان بستگی دارد. هر چه قدر غم‌هایمان بزرگ‌تر، سهممان از آدمیت، بیشتر و هر اندازه غم‌هایمان کوچک‌تر، نصیبمان از آدمیت، کمتر. باید غم‌هایمان را مرور کنیم و چه مرور تلخی! آقا! بزرگ‌تر از فراق تو غمی نیست. هست؟ چرا بزرگ‌ترین غم من، غم فراق تو نیست؟ هست؟ کاش می‌توانستم بگویم که هست؛ ولی نیست من از این همه کوچکی، پناه می‌برم به خدا. بگذار فاصلۀ غم‌هایی را که برایم بزرگ شده‌اند تا غم فراق تو اندازه بگیرم. چه قدر فاصله زیاد است و چه قدر من کوچکم! این اندازه فاصله و این قدر کوچکی را چگونه باید تاب آورد؟! می‌گویی به من؟! باید غم فراق تو را خورد تا بزرگ شد یا باید بزرگ بود تا غم فراق تو را خورد؟ نمی‌دانم و اصلاً نمی‌خواهم بدانم. هر چه هست، من کوچکم به قدری کوچک که غم فراق تو برایم بزرگ نیست. حالا بگو چه کار کنم؟ می‌خواهم بار غم فراق تو را روی دوشم احساس کنم. نکند اگر با من دوست نمی‌شوی برای گرفتار بودنم در میان تل انبار غم‌های کوچک است؟ می‌شود قاعده‌هایت را کنار بگذاری و یک بار هم که شده، با کسی که غم‌هایش کوچک است، دوست شوی؟ با من دوست شو، قول می‌دهم جز غم فراق تو را غم نخوانم. شبت بخیر یار سفر کرده! آمر خدا باشیم ☘ @aamerekhoda 🤚