🍃پناه من عمری تلاش می‌کنم و روزگاری را دست و پا می‌زنم به این امید که گامی به سوی تو نزدیک شوم، روزها طی می‌شوند و عمرم رو به اتمام می‌رود و می‌بینم نزدیک که هیچ، از تو دور شده‌ام و من می‌مانم و یک دنیا حسرت و یک عمرِ سراسر خسران. آقا! سنگ‌ها و صخره‌های نامرئی زیادی در راهم هستند که چشمم توان دیدنشان را ندارد. تو که چشم خدایی و هیچ ریز و درشتی از نگاهت پنهان نمی‌ماند، می‌شود مرحمت کنی و آن سنگ‌ها و صخره‌ها را نشانم بدهی؟ راضی نشو اندک عمر باقی مانده‌ام تباه شود، پناهم باشم و نگاهم کن. شبت بخیر پناه من! @abbasivaladi