هدایت شده از محمد هادی
🔺 به‌نظر می‌رسد انقلابیونی که تاکنون با دم‌دستی‌ترین مطالب، به تبیین و دفاع از انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی می‌پرداختند و بحث‌های سیاسی انجام می‌دادند و خود را تابع ولی‌فقیه می‌دانستند، اکنون که دیگر نمی‌توانند با استدلالات دم‌دستی از سیاست‌های اقتصادی انقلاب اسلامی دفاع‌کنند، در معرض امتحان سختی قرارگرفته‌اند؛ آیا آن‌ها نیز همچون غنی‌نژادهای عصر حاضر، انقلاب و ولایت فقیه و خدا را تا جایی می‌پذیرند که با عقلانیت و علم اقتصاد! تعارضی نداشته‌باشد؟ آیا خواهندگفت که اقتصاد، علم است و ضوابط مشخص خود را دارد و خدا هم -نعوذ بالله- باید در چارچوب همین علم رفتار کند؟ 👈 یا اینکه پای مبانی خود می‌مانند و به‌دنبال حل مسئلۀ اقتصاد می‌روند به‌نحوی که مبانی اسلام و انقلاب را در مقام عمل پیاده‌کنند و علمی نو دراندازند؟ آیا حاضر خواهندشد همانند ادعای همیشگی‌شان که می‌گویند «در راه انقلاب، خون می‌دهیم» و «فلان شهید، الگوی من است» و «رهبر اگر فرمان‌دهد جان را فدایش می‌کنیم»، جان که نه، اما اقلا مسیر زندگی خود را از دکتر و مهندس شدن و کسب درآمد، به سمت مطالبۀ ولیّ در زمینۀ اصلاح علوم انسانی و تدوین علومی همچون علم اقتصاد اسلامی تغییر دهند؟ 🔻بسم الله... این گوی و این میدان، ای مدافعان حریم ولایت! ______________ @Aagahaneh