‍ ‍ 🔴مشورت‌ در دو بُعد «حق‌ و تکلیف»؟ 🔹یکی‌ از مهمترین‌ اصول‌ مطرح‌ شده‌ در سیاست‌ اسلامی، اصل‌ مشورت‌ است‌ که‌ در دو بعد حق‌ و تکلیف‌ مورد توجه‌ است: مشورت، در رابطه‌ با دولتمردان‌ یک‌ تکلیف‌ است‌ که‌ در تمامی‌ سیاستگذاریها بایستی‌ راه‌ مشورت‌ را بپویند. دور رابطه‌ با مردم‌ یک‌ حق‌ است‌ که‌ باید طرف‌ مشورت‌ قرار گیرند. این، حق‌ مردم‌ است‌ که‌ دولت، در تمامی‌ سیاستگذاریها با آنان‌ در میان‌ گذارد، و نهادهای‌ طرف‌ مشورت‌ و نیز کارشناسان‌ مربوطه‌ که‌ در ابعاد مختلف‌ کشورداری، طرف‌ مشورت‌ قرار می‌گیرند، باید مردمی‌ و از متن‌ جامعه‌ و برگزیدگان‌ انتخابی‌ مردم‌ باشند.در آیه‌ شریفه‌ می‌فرماید: «فبما رحمةٍ‌ من‌ ا لِنتَ‌ لهم، و لو کنت‌ فظاً‌ غلیظ‌ القلب‌ لا نفضوا من‌ حولک‌ فاعف‌ عنهم‌ و استغفر لهم، و شاورهم‌ فی‌ الأ‌مر، فاًذا عزمت‌ فتوکل‌ علی‌ ا اًن‌ ا یحب‌ المتوکلین.» در این‌ آیه، بر سه‌ أمر تاکید شده‌ است: 1⃣ روش‌ ملایمت‌ و ملاطفت‌ در پیش‌ گرفتن‌ و دوری‌ از هرگونه‌ و دوری‌ از هرگونه‌ بدخویی‌ و غلظت، که‌ پایه‌ و اساس‌ جذب‌ نیروهای‌ مردمی‌ و جلوگیری‌ از یأس‌ و طرد آنان‌ می‌گردد. 2⃣ چشم‌پوشی‌ مستمر از ناروائیهایی‌ که‌ احیاناً‌ از برخی‌ سر می‌زند. حضور همیشگی‌ مردمی، نیرومندترین‌ پشتوانه‌ استواری‌ نظام‌ حاکم‌ است. در عبارت‌ «و شاورهم‌ فی‌ الأ‌مر» سه‌ جهت‌ مورد توجه‌ است: 1⃣ مخاطب‌ در این‌ دستور، شخص‌ پیامبر به‌عنوان‌ زعیم‌ سیاسی‌ امت‌ است. پیامبر اکرم(ص) دارای‌ سه‌ شخصیت‌ است: ۱_شخصیت‌ حقیقی‌ خاص‌ و با عنوان‌ یکی‌ از افراد برجسته‌ جامعه‌ که‌ از برازندگی‌ خاصی‌ در جامعه‌ خود برخوردار بود، ولی‌ دارای‌ هیچ‌ سِمَتی‌ نبود. ۲_شخصیتی‌ که‌ دارای‌ مقام‌ نبوت‌ بود، و مرجعیت‌ تشریع‌ را در عرصه‌ شریعت‌ بر عهده‌ داشت. ۳_شخصیتی‌ که‌ در عرصه‌ سیاست، مقام‌ زعامت‌ را عهده‌دار بود. 🔹اکنون‌ در این‌ دستور (در آیه‌ کریمه) شخصیت‌ سوم‌ پیامبر مورد خطاب‌ است. پیامبر، به عنوان: زعیم‌ سیاسی، دستور دارد تا پیوسته‌ با مردم‌ به‌ مشورت‌ نشیند، و در تصمیم‌گیریها در عرصه‌های‌ سیاستگذاری، با مردم‌ در تماس‌ باشد و با آنان‌ مشورت‌ کند. از این‌رو این‌ دستور، مخصوص‌ شخص‌ وی‌ نیست، بلکه‌ عنوان‌ زعامت‌ سیاسی‌ او مورد خطاب‌ است‌ و فراگیر خواهد بود، هرکه‌ در هر پست‌ و مقامی، مسؤ‌ولیت‌ سیاستگذاری‌ کشور را برعهده‌ داشته‌ باشد، مشمول‌ این‌ خطاب‌ خواهد بود. 🔺آیة‌ «و أمرهم‌ شوری‌ بینهم» (شوری/ 38) در اموری‌ که‌ مرتبط‌ به‌ شؤ‌ون‌ عامه‌ است‌ (أمرهم) با مشورت‌ انجام‌ می‌دهند و این، وصفی‌ است‌ که‌ به‌صورت‌ «اِخبار» در آمده، و حتمیت‌ آن‌ را می‌رساند. 2⃣ مرجع‌ ضمیر جمع‌ (و شاورهم) مردمند که‌ می‌بایست‌ طرف‌ مشورت‌ قرار گیرند. مستقیماً، آنگاه‌ که‌ مسأله‌ به‌ آرای‌ عمومی‌ گذارده‌ می‌شود. یا غیر مستقیم، آنگاه‌ که‌ برگزیدگان‌ مردم‌ (انتخاب‌ شدگان‌ از جانب‌ مردم) طرف‌ مشورت‌ قرار می‌گیرند. 🔹در وصیت‌ پیامبر(ص) به‌ امیر مؤ‌منان(ع) بر همین‌ مطلب‌ تاکید شده‌ است: موقعی‌ که‌ سوره‌ نصر نازل‌ گردید و پایان‌ دوران‌ رسالت‌ را اعلام‌ کرد، امیر مؤ‌منان‌ از پیامبر می‌پرسد: در پیش‌آمدها که‌ رهگشایی‌ از کتاب‌ و سنت‌ در آن‌ یافت‌ نشود، چه‌ باید کرد؟ پیامبر می‌فرماید: آن‌ را با جمع‌ مؤ‌منینِ‌ متعهد در میان‌ گذارید «اِجعلوه‌ شُوری‌ بین‌ المؤ‌منین» یا «تَجعلونه‌ شُوری‌ بین‌ العابدین‌ من‌ المؤ‌منین(»). با جمع‌ شایستگان‌ (افراد با اخلاص‌ و دارای‌ تعهد ایمانی) به‌ مشورت‌ بنشینید. سپس‌ می‌فرماید: «و لا تقضونه‌ برأیٍ‌ خاصةً»: هرگز با یک‌ رأی‌ خاص، درباره‌ مسائل‌ مرتبط‌ با جامعه، تصمیم‌ نگیرید. و مقصود را «رأی‌ خاص»: رأی‌ فرد، رأی‌ یک‌ جناح‌ یا حزب‌ یا صنف‌ که‌ جنبه‌ همگانی‌ ندارد. و در روایتی‌ دیگر: «و لا تقصرونه‌ بأمرٍ‌ خاصة» یعنی: این‌ دستور را در تمامی‌ موارد اِجرا دارید و به‌عبارتی: در تمامی‌ پیش‌آمدها و مسائل‌ مرتبط‌ با سیاست‌ عامه، راه‌ مشورت‌ را پیشه‌ کنید. ‌ ╔═.🍃.════╗ @alamatha ╚════.🍃.═╝