لحظاتی کمتر دیده شده از
#شهید_بی_سر_محسن_حججی
آخرین دیدار
یک ساعت قبل از اینکه محسن اعزام بشود، مادرم با من تماس گرفت و گفت که محسن دارد به سوریه می رود، همان لحظه اشک از چشمانم جاری شد و فوراً خودم را به منزل پدرم رساندم.
تا با محسن خداحافظی کنم، ما خیلی گریه و زاری میکردیم؛ اما محسن واقعاً صبور بود و عاشقانه بهسوی #شهادت رفت.
(به نقل از خواهر شهید)
#تداوم_ارتباط_با_شهدا👇
🍃🌺 @Asadullah_Ebrahimi
http://eitaa.com/joinchat/4159045644Cadd99fd3e7