🔹در این نگاه، امنیت ملی، حتی نسبت به منافع ملی از اولویت برخوردار است، چرا که تحقق و عدم تحقق منافع ملی و تهدیدات در گرو بود یا نبود امنیت است. در چارچوب این دیدگاه، ممکن است جامعهای با وجود نداشتن تهدیدات خارجی یا داخلی، به دلیل ناتوانی از دستیابی به منافع ملی، وضعیت ناامنی داشته باشد. در مجموع، میتوان گفت، دو گفتمان ایجابی و سلبی موجب دو نگرش در تعریف و تبیین مفاهیم امنیت و تهدید شده است که با نگاه ایجابی امنیت عبارت است از: «توانایی و شرایط عینی و ذهنی که در بستر آن بتوان منافع ملی و ارزشهای حیاتی را محقق ساخت.» با این نگاه میتوان تهدید را به شرایطی اطلاق نمود که یک کشور برای دستیابی به منافع ملی و ارزشهای حیاتی خود از توانایی و شرایط لازم برخوردار نباشد، به طور طبیعی فقدان شرایط و تواناییها برای تحقق اهداف ملی و پیشبرد منافع و ارزشهای حیاتی یک کشور میتواند متأثر از محیط ملی یک واحد سیاسی یا محیط منطقهای و جهانی باشد، بنابراین فقدان توانایی برای دستیابی به منافع ملی که مخاطرهای جدی برای یک کشور تلقی میشود الزاماً میتواند محدود به تهدید خارجی و بعد نظامی تهدید نباشد. در نگاه و نگرش سنتی که رویکرد سختافزارانه است، هدف اصلی از تهدیدات، تحمیل اراده به منظور تغییرات اساسی در یک نظام سیاسی یا تغییر الگوی رفتاری یک کشور است که به طور طبیعی به موجب آن تهدید حیات سیاسی آن کشور به مخاطره میافتد، لکن از نظر نگرش ایجابی، یک کشور در وضعیت نبود تهاجم نظامی یا اقدامات داخلی براندازانه امنیتی، احتمال دارد که توانایی پاسداری و پیشبرد اندیشهها یا خطمشیهای نظام سیاسی خود را نداشته باشد. این تلقی از تهدید با شرایط متحول جوامع معاصر همخوانی بیشتری دارد.
🔸ادبیات تولید شده در جهان که مستقیماً به موضوع امنیت نرم بپردازد اندک و بر حوزهها و موضوعات بخصوصی متمرکز است. بر این اساس امنیت نرم را در درجه اول حوزهای مرتبط با حفاظت از اشیاء یا عناصر فیزیکی به شیوهای ناملموس و مخفی و با استفاده از ابزارهای نرمافزاری میداند. اما از سوی دیگر حوزه امنیت نرم را نظامهای اجتماعی پیچیده و دقیق نیز میداند.
ادامه دارد...
@amniatemeli