🌐اصلاحِ دستگاهِ ولایت ۱ °آزاد شدن توان انقلاب° 🔴[ضرورت] /فلسفه تأسیس نهادهای حکومتی وانقلابی در نظام مقدّس اسلامی، ایجاد ابزارهای دائمی و قدرتمند و نظارت پذیر، برای حراست از جهت گیری انقلابی در حرکت عمومی کشور و جلوگیری از دچارشدن بخش جمهوریتیِ نظام اسلامی، به تحجّر، التقاط و هر نوع زاویه گرفتن با انقلاب است. البته این مطلب، بدین معنا نیست که این نهادها خود را "انقلاب" بدانند، بلکه ارزش این بخش از ساختارِ نظام، به حفظ رویکرد انقلابی اش می باشد. هیچکس حق ندارد انتساب نهادهای حکومتی به ولی فقیه را، به دلیلی (دستاویزی) برای مطالبه نشدن و پاسخگونبودت به مطالبات دلسوزان تبدیل کند. بالعکس، هوشمندی سیاسی ایجاب می کند که از ظرفیت کم نظیر نهادهای انقلابی (تریبون های متعدد، بودجه های بی حساب، ارتباط عمیق با نهاد روحانیت و بدنه معتقدین به ارزشهای انقلاب و…)، برای اقامه ی ارزش های انقلاب اسلامی استفاده شود. قطعا "اصلاح دستگاه ولایت" محقق نمی شود مگر با فهم بلندنظرانه وتلاش مستمر و جدی برای تحقق این امر مهم. 🔴[آسیب] /رهبر معظم انقلاب در موقعیت های مختلف (و اتفاقا زمان شروع به کار دولت اصولگرا) مخالفتشان را با تولید واژگان وارداتی و اختراع جبهه بندی های منفعت طلبانه در ساختار سیاسی کشور و ایجاد دوقطبی های غیراسلامیِ چپ و راست یا اصلاح طلب و اصولگرا اظهار نموده اند. این مخالفت های حکیمانه نشان دهنده ی این است که این کار از ابتدا اشتباه محض بوده و تبعیت از این دوگانه ی خائنانه، اشتباهی به مراتب بزرگتر از اشتباه اولی است. طبیعی است که به دلیل همین فساد در شروع کار، تنها منفعت این شگرد انگلیسی (دوقطبی های اصولگرا و اصلاح طلب و…)، عائد دشمنان ذاتی اسلام شد. کمترین منفعتی که این جنگ زرگری برای دشمنان داشته است، منحرف کردن ذهن دلسوزان، از دشمنان خطرناک انقلاب(منافقین ظاهرالصلاح درون نظام و نانخور انقلاب) بوده است. 🔵دلسوزان انقلاب! سالهاست که تصور می شود که مهمترین عبادت اجتماعی و بزرگترین خدمت به انقلاب در عصر کنونی، نقد عملکرد دولت های مختلف و یا اظهار مخالفت باجریان اصلاحات و هاشمی ها و بنی صدرها و برجام و حداکثر، ناله سر دادن برای مسئله ی حجاب است(که در حد معقول خود، لازم هستند) در مقابل، بسیاری از ائمه ی جمعه و نمایندگان ولی فقیه در استان ها ونهادهای مختلف و نیز تصمیم گیران حوزه های علمیه و نهاد روحانیت، توسط ما در صف ملائکه درآمده و تبدیل به اشیاء مقدسی شده اند که نمی شود در رابطه با عملکرد فاجعه بارشان هیچ سؤالی کرد و یا حتی به آن فکر کرد! برخی از منصوبین محافظه کار و امامان جمعه ی بی دغدغه ای که دوران مسؤولیتشان با عمر انقلاب اسلامی برابری می کند، تبدیل به خطوط قرمز نظام مقدس اسلامی شده اند! وقتی نایب امام زمان (در عین داشتن سوابق بی نظیر در راهبری امّت اسلامی)، متواضعانه خود را از نقد و سؤال، مستثنی و معاف نمی دانند، با چه توجیهی برخی از معمّمین معمَّر (که بر طبق اسناد، بعضا از نظام طاغوتی با آغوش باز استقبال می کردند ولی در پایبندی به اصل ولایت مطلقه فقیه، اهل رعایت احتیاط! می شوند) شأن خود را اجلّ از مورد مطالبه قرار گرفتن میدانند! پدیدار شدن این ساده لوحیِ سیاسی، بزرگترین دلیل بر فوریت نیاز به "اصلاح دستگاه ولایت" می باشد. متأسفانه گاهی به دلیل سوءبرداشت دوستان نادان و یا بدسگالی دشمنان دانا، از طرح مسئله ی "اصلاح دستگاه ولایت"، به عنوان عملی خلاف مصالح یاد می شود! ناگفته نماند که حساسیت این مطلب، باعث می شود تا این مسئله قابلیت تفسیر پیدا بکند. پیچیدگی های این گزاره ی اساسی در عرصه ی عمل، می طلبد که پس از پردازش صحیح و بدور از تعللِ آن در مجامع علمی و کرسی های آزاداندیشی، مسئله ی "اصلاح دستگاه ولایت" به یک راهبرد در مدیریت کلان کشور و گفتمان رایج و دارج در مناسبات سیاسی تبدیل شود. شاید سؤال شود که وقتی بخش مهمی از دستگاه ولایت، منصوب رهبر انقلاب هستند، چرا این مطلب اینقدر پیچیده نشان داده می شود و یا چرا خود ایشان اقدامات لازم را انجام نمی دهند؟ بدون تردید، همواره رهبر معظم انقلاب اسلامی منتظر ایجاد مقدمات ذهنی و ابزارهای عینی، برای اعمال تحولات گسترده در دستگاه منتسب به حضرتشان بوده اند. بخشی از دستگاه ولایت، منصوب امام راحل هستند و به هیچ وجه حاضر به واگذاری جایگاه نیستند؛ بخشی دیگر از ابتدا اقدام به جریان سازی در استان و شهر محل اقامتشان برای مادام العمر کردن زمان مسؤولیت کرده اند. در بعضی موارد، رکود جایگاه امامت جمعه و نمایندگی ولی فقیه و… هنوز احساس نشده تا مطالبه ای جدی برای "فوریت اصلاح دستگاه ولایت" شکل گیرد. اینها و مواردی بعضا پیچیده تر از اینها، از جمله موانع پیمودن این مسیر هستند. بر همه ی دلسوزان و معتقدین به آرمان های انقلاب لازم است که متعهدانه ولی فقیه را در این امر یاری کنند.