دل بردی از من به یغما، ای ترک غارتگر من دیدی چه آوردی ای دوست، از دست دل بر سر من عشق تو در دل نهان شد، دل زار و تن، ناتوان شد رفتی چو تیر و کمان شد، از بار غم پیکر من می‌سوزم از اشتیاقت، در آتشم از فراقت کانون من، سینه من، سودای من، آذر من @asheghaneruhollah