✅ بعد از ورود امام به ایران، گفت: مي‌خواهم به ديدار امام بروم. پدرش گفت: بمان اول كارت را انجام بده، بعد برو. مادر گفت : آقا! اجازه بده ...   با خوشحالي گفت: جانم! مادر!!! مرا خوب داري!؟ طولي نكشيد كه به امام رفت. آن روز امام با روحانيون ديدار داشت. كساني كه قصد ديدن امام را دارند، بايد لباس روحانيت داشته باشند. او كه لباس نداشت، روحاني «شيخ‌سلمان داوري» را پوشيد و به ديدار امام رفت. بچه‌ها او را ديدند و خنديدند. بعدها به او گفتند: شايد امام از تو می‌پرسید! آن‌وقت چه جوابي مي‌دادي؟ گفت: همان‌طور كه كار ديدار ما را كرد، اگر مسئله‌اي هم مي‌پرسيد، درست مي‌كرد @asiabsar