آستانِ مهر
💌#مادرانه‌ای_عاشقانه_۷۶ ❤️دویدن و فرار کردن جان مادر و قلب مادری دخترک نازم! انقدر شیرینی که ده تا
❤️ چادر نماز جان و جانان منی دخترکم!😘 یادم هست که برای تو هم چادر مشکی دوختیم هم رنگی . چرا ؟ آخر هم مقید به نماز اول وقت شده بودی و هم مقید به حجاب 😁 البته حجاب یک نکته ای داشت که حتما همراه چادر مشکی کیف هم باید برمی‌داشتی و حتی من را هم برای مجهز شدن به اینها ، یادآوری می‌کردی ...😁 البته با وجود پوشک و با هر اوضاع داغونی که پوشک تو داشت ، مشغول نماز می‌شدی..😂😂 یادم آمد یک بار به مجلس یک شهید بزرگی رفته بودیم و چادرت را فراموش کرده بودی ، وقتی مداح شروع به روضه خواندن کرد، نگاه کردی دیدی افراد چادرها را در صورت ها انداختند، به من گفتی : چادُلَم می‌خوام. من هم گفتم : نیاوردی مامان... از آنجایی که کار برای تو نشد ندارد،😂 گروه روسری خودت را باز کردی و آن را در صورت ماهت انداختی و لحظاتی مشغول بودی و می‌گفتی : دالَم گریه می‌کنم...😘🥺😁 📝برگرفته از واقعیات زندگی یک مادر 📬 عاشقانه‌‌های مادری خودتان را اینجا برای ما ارسال بفرمایید: 📲@jelveyedidar 🔷🔸💠🔸🔷 کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم مطهر @astanehmehr