@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی
#تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه هفتاد و پنجم(۶/۲)
🔷 و أخفهم عذابا فی النار (من بچه کسی هستم که ولو در آتش جهنم است، ولی عذابش از همه خفیفتر و سبکتر است. مراد محمد در این نامه از این شخص، ابوطالب است؛ چون آنها معتقدند حضرت ابوطالب بیایمان از دنیا رفت ولذا او در جهنم است؛ ولی عذابش بهواسطه حمایتهایی که از رسول خدا(ص) میکرد، از همه کمتر است. باید دید محمد عقیده چه کسانی را بر زبان جاری ساخته است؟ از اینجا تحریفات این نامه روشن میشود. اگر این نامه جعلی نباشد، میتوان فهمید امام صادق(ع) در چه عصری زندگی میکردند. محمد نفس زکیه دارای خاندان و مدعی است. کلام محمد نفس زکیه در این نامه مبنی بر اینکه او فرزند کسی است که در آتش جهنم کمترین عذاب را میبیند، تأیید حرف کسانی است که معتقدند ابوطالب، مشرک از این دنیا رحلت نموده است) فأنا أولی بالأمر منک و أولی بالعهد و أوفی به منک فإنک تعطی العهد ثم تنکث (تو به من میگویی اگر بیایی، یکمیلیون درهم به تو میدهم؛ ولی تو از کسانی هستی که قول میدهی، اما بدقولی میکنی) کما فعلت بابن هبیرة (ابنهبیره نیروی مروان حمار بود و نیروی خوبی داشت. در شهر واسط، دروازهها را بهروی منصور که فرستاده ابوالعباس سفاح بود، بست. منصور شهر واسط را محاصره کرد و محاصره بهطول انجامید؛ لذا منصور نامهای به ابنهبیره نوشت که اگر دروازه را باز و به ما بپیوندی، پول زیادی به تو میدهم و در امان خواهی بود. ابنهبیره قبول کرد؛ اما بهمحض اینکه دروازه را باز کرد و بیرون آمد، منصور او را گردن زد) فإنک أعطیته العهد ثم غدرت به و لا أشد عذابا من امام غادر کذلک فعلت بعمک عبدالله بن علی (عمویش هم همینطور قیام کرد؛ منصور به او امان داد و سپس او را به قتل رساند)و أبی مسلم الخراسانی** (یعنی و ابومسلم خراسانی را هم کشتی).
🔶فکتب إلیه أبوجعفر:أما بعد فقد قرأت کتابک فإذا جل فخرک و إدلالک قرابة النساء (همه افتخار تو یک زن بود. تو توسط یک زن به پیامبر(ص) میرسی؛ یعنی از ناحیه مادر، نه از ناحیه پدر. بعد به نسب من از ناحیه مادر اشاره کردی) لتضل به الجفاة و الغوغاء (این حرف را زدی تا بیسوادها به تو کمک کنند) و لم یجعل الله النساء کالعمومة و الآباء (درحالیکه خداوند آنگونه که در قرآن، پدران و عموها را قرار داده است، زنها را قرار نداده است) و لا کالعصبیة و الأولیاء (میراث عصبه چیست؟ ابوبکر گفت: میخواستم از پیامبر(ص) در مورد میراث عصبه سؤال کنم؛ ولی موفقق نشدم. هیچگاه عصبه را مانند اولیا قرار نداده است؛ یعنی فرزندانی که از مادر به جد میرسند) و قد أنزل الله «و أنذر عشیرتک الأقربین» و کان له حینئذ أربعة أعمام (وقتی آیه انذار نارل شد، پیامبر(ص) چهار عمو داشت) فاستجاب له اثنان أحدهما جدّنا (یکی از دو نفری که قبول کرد، جد ما بود) و کفر اثنان أحدهما أبوک (و یکی از دو نفری که کفر ورزیدند، پدر تو بود. این قسمت از جواب منصور، به نامه محمد نفس زکیه اشاره دارد که در آن، به حضرت ابوطالب اشاره کرد. منصور میگوید: من فرزند عباس هستم که او دعوت پیامبر(ص) را اجابت کرد. اما واقع این است که عباس کسی است که در نبرد بدر اسیر شد. او با مشرکین آمده بود تا با پیامبر(ص) مقابله کند. سپاه حضرت او را اسیر کردند. حضرت به او فرمودند: پول بده و خودت را آزاد کن. عباس گفت: پولی ندارم. پیامبر(ص) فرمودند: پولهایی را که نزد امفضل گذاشتی بیاور. او مجبور شد طلاها را بیاورد تا خود را آزاد کند. درحالیکه منصور میگوید: عباس در آن جلسه به پیامبر(ص) ایمان آورد؛ اما ابوطالب ایمان نیاورد! اگر ابوطالب نبود، اصلا آن جلسه برگزار نمیشد).
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (
#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های زوج در کانال اتنا)
@atna_ir