پس از دو روز و دو شب به نیزه دیدم سرت دوباره جان یافتم ز صوت جان پرورت بیا ز بالای نی به دامنم جای گیر تا که بشویم به اشک ز چهره خاکسترت ز گوشه محملم پریده مرغ دلم گهی به سوی تنت گهی به گرد سرت نمی زد این قدر کف نقاره و چنگ و دف دشمن اگر می شنید زمزمه مادرت اجر رسالت ببین وفای امت ببین خنده قاتل شده تسلیت خواهرت تا دم مردن به دوش بار بلا می کشم بلکه به شام بلا زنده رسد دخترت بر تن خونین تو اشک فشان فاطمه (س) با سر تو همسفر سر علی اکبرت بعد شهادت کنی با سر بی تن جهاد کوفه شده جبهه ات نیزه شده سنگرت دوش ز زینب نهان کجا شدی میهمان؟ که کنج مطبخ سرا گشوده شد بسترت 📡 @atre1o1 🇮🇷