روزی که محسن برای خداحافظی آمد دست انداختم دور گردنش و گفتم:دیدی آخر راهی شدی؟ گفت: دعا کن مشکلی پیش نیاد گفتم: خیالت راحت، فقط رفتی حرم حضرت زینب دعام کن و یه دونه پرچم هم بیار... محسن گفت: من که دیگه برنمیگردم... گفتم: تو بچه داری دلت میاد؟ دستش را زد به گردنش و گفت این رو میبینی ؟ باب بریدنه... 🖍 رسول فاتحی همکار شهید محسن حججی 📡 @atrekhas 🇮🇷