من و مسیح
قسمت ۵٠
من رفیق ده دوازده ساله سام هستم ولی هرگز پا روی حق نذاشتم، من بارها به خودش و به همسرتون راجب کارهایی که میکنه تذکر داده بودم ولی حالا که دیدم اوضاع خیلی خرابه و جون یه انسان درمیونه کوتاه نمیام،شده رفاقتم و با سام بهم بزنم این کار و میکنم،شما اصلا اطلاع دارین اون روزی که خانم کیانی رسیده بود اونجا اقا تو عیش و نوش خودش بوده و کلا زنش و فراموش کرده بوده و اون بنده خدا هم چه بیچارگی کشیده بوده؟! من مسلمان نیستم ولی میدونم تو دین شما خیلی سفارش شده به راست گویی و صداقت داشتن ولی متأسفانه
شما به این خانواده نگفتین که پسرتون چه مشکلات اخلاقی داشته، پدر و مادر سام با نارحتی بلند شدن و از خونه با تمام غرور کذاییشون رفتن ولی اقای کیانی سرش و تو دستهاش گرفته بود و خانمش هم اروم اروم اشک میریخت که خانم کیانی شروع کرد به حرف زدن
اقای اختر الان باید چیکار کنیم، دخترم اوضاعش چطوره الان در چه وضعیتی هست؟
من به پسر عمه ام و خانمش سفارش دخترتون و کردم، خیالتون راحت باشه فردا شب که رفتم رسیدم حتما از حالش بهتون میگم،ولی من به عنوان فرزند کوچکتون میخوام پیشنهاد بدم که دخترتون و وادار کنید تقاضای طلاق کنه و برگرده ایران،
شما مگه تحقیق نکردین و دخترتون و به همچین مردی دادین
راستش پدرش مخالف بود به خاطر اختلاف طبقاتی و اختلاف سنیشون ولی
چون از اقوام من بودن و سرشناس دیگه تحقیق نکردیم وقتی هم اومدن خاستگاری خود فروزان یه دل نه صد دل عاشق و شیفته سام شد به خاطر همین پدرش کوتاه اومد ولی وقتی بحث خارج پیش اومد پدرش بازم مخافت کرد که باز هم فروزان نزاشت و الان شد مصیبت ما
امیدوارم درست بشه، اگر خواستین که من وکالتش و به عهده میگیرم و روزی که برمیگردم خانم فروزان رو هم با خودم میارم و همین جا غیابی طلاقش و میگیرین و یا هر تصمیمی که خودتون بگیرین
ادامه دارد
✏️
آشنایی با چند غلط پرتکرار املایی
#بختیاری_آنلاین
https://eitaa.com/bakhtiyarionline
☀️ بختیاری آنلاين☀️
╰┅┅┅┅┅❀🍃🌸🍃❀┅┅┅┅┅╯