﷽ درخاطرات افسر گارد نهضت جنگل (کتاب نهضت‌جنگل و اوضاع فرهنگی اجتماعی گیلان و قزوین، ص۹۱) آمده است، روزی افسر مزبور در منزل محمد پامساری از میرزا کوچک‌ سؤال می‌کند، اگر نتوانستیم وطن را از چنگ اجنبی رهایی داده، ملت را از فلاکت و بدبختی نجات دهیم و مغلوب دشمن شدیم، تکلیف ما چیست؟ میرزا پاسخ می‌دهد: «باید برویم دهات معلمی کنیم و مردم را با سواد نماییم، علت عدم پیشرفت ما از بی‌سوادی مردم است. اکثریت جامعه ما از نعمت سواد محرومند. دولت‌های استعماری برای اینکه از آنها کاملاً بهره‌برداری کنند آنان را در جهل و نادانی باقی گذاشته‌اند تا قادر به رشد نباشند.» بله، به‌قول مولوی: جان نباشد جز خبر در آزمون هرکه را افزون خبر جانش فزون سواد، فهم و معرفت، فراتر از سیاهی مرکب بر کاغذ سفید است. گاه فردی مثل و فراوان مثل او از مدرک دانشگاهی پرطمطراق و از شهرت پرهیاهو کم ندارند اما در فهم و معرفت، ماقبل کلاس اول‌اند! مطمئناً جهل و نادانی این افراد لقمه چرب و باب دندانی برای طمع‌ورزی کفتار هیولاوش و خون‌آشامی چون نتانیاهوست. او و تیم رصدش از وجود این تفکر باخبرند و با حساب‌کرد ویژه، جرأت می‌کنند مقابل دوربین بنشینند و برای ایجاد جنگ روانی–شناختی و گسست بین حاکمیت–مردم تلاش کنند. باید به سراغ امثال رفت. تبیین و تنویر فکر و اندیشۀ امثال او از نان شب واجب‌تر است و الا آنها به واسطه برخورداری از جایگاه اجتماعی، جاهلانه و نابخردانه و حتی گاه با نیت‌های در ظاهر مردم‌دارانه موج‌هایی می‌آفرینند که حرکت کلی جامعه را کج‌دار و مریز می‌کند. همچنانکه پاییز ۴۰۱ چنین کردند! علی‌خسروی