بانوی تمدن ساز 🇵🇸🇮🇷
هفت دقیقه در مکتب! حوصله‌‌ای که امام صادق علیه السلام در پاسخگویی به شبهات و سوالات جاهلان و معاندان
⁉️تصدیق می‌کنی که کسی یک عمر مردم را تبلیغ به خداپرستی نمی‌کند تااینکه درعوض در هر سال چند دانه انار و مقداری خرمای نوبر دریافت نماید؟! ✅شنیدم پدرت مروارید فروش بوده و شاید تو در کودکی زیردست پدر مروارید را شناخته باشی من انواع جواهر را می‌شناسم و گوهری نیست که آن را نشناسم و ارزش آن را ندانم اگر من می‌خواستم زراندوزی کنم نیازی نبود از راه دعوت به خدا به این هدف برسم می‌توانستم از راه جواهر فروشی توانگر شوم... ⏹ اکنون به پاسخ قسمت دیگر از انتقادها که اساس انتقادهای توست می‌پردازم گفتی: من افسانه سرایی می‌کنم و مردم را دعوت به پرستش خدایی می‌کنم که دیده نمی‌شود، تو که منکر خدای نادیده‌ای آیا می‌توانی درون خود را ببینی؟ ابوشاکر: نه امام: اگر می‌تواستی درون خود را ببینی نمی‌گفتی چون خدا را نمی‌توان دید عقیده به خدا افسانه است ابوشاکر: دیدن درون چه ربطی به پرستش خدایی دارد که نیست؟! امام: تو می‌گویی چیزی که دیده نشود و صدایش قابل شنیدن نباشد و قابل لمس کردن یا بوییدن یا چشیدن نباشد وجودندارد و قابل پرستش نیست ابوشاکر: آری نظر من همین است امام: آیا تو صدای حرکت خون را دربدن خود می‌شنوی؟ ابوشاکر: نه، مگر خون دربدن حرکت دارد؟! امام: آری، آیا تو بوی حرکت خون را در بدن خود استشمام می‌نمایی؟ ابوشاکر: خیر امام: خون هر چند لحظه یک مرتبه در تمام بدن تو می‌گردد و اگر حرکت خون به مدت چند لحظه در بدن تو متوقف شود خواهی مرد! ❌ابوشاکر: من نمی‌توانم حرکت خون را در بدنم بپذیرم! امام: آنچه تو را از پذیرفتن حرکت خون در بدن بازمی‌دارد جهل توست و عیناً همین جهل است که مانع از پذیرفتن خدای یگانه می‌گردد آیا تو از مخلوقاتی که خداوند آفریده و آنها را در بدن تو به کار گمارده و تو در نتیجه حیات آنها زنده هستی اطلاع داری؟! ابوشاکر: خیر امام چون تو تنها آنچه می‌بینی می‌توانی وجودش را کنی، نمی‌توانی از وجود آنها آگاه گردی اگر اهل اندیشه باشی می‌دانی که در وجود تو آنقدر موجودات زنده است که شماره آنها به اندازه شماره ریگ‌های بیابان است آنها در کالبد تو بوجود می‌آیند و رشد و زاد و ولد می‌کنند و پس از مدتی از کار می‌افتند، ولی تو آنها را نمی‌بینی! نه صدایشان می‌شنوی نه می‌توانی آنها را لمس نمایی و نه بوی آنها را استشمام کنی و نه می‌دانی که دارای چه مزه‌ای هستند! آنها به وجود می‌آیند و رشد می‌کنند و می‌میرند تا تو زنده بمانی ❎تو تصور می‌کنی که به خاطر روشنفکری وجود آنها را انکار می‌کنی، در صورتی که علت انکار آنها ناآگاهیست اگر تو خود را می‌شناختی و می‌دانستی که دروجود تو چه می‌گذرد، نمی‌گفتی چون من خدا را نمی‌بینم وجودش را نمی‌پذیرم و خدای یگانه‌ی نادیده را افسانه می‌دانم! ⁉️آیا این سنگ را می‌بینی که در پایه این ایوان کار گذاشته‌اند تو آن را جامد و بی‌حرکت می‌پنداری چون چشم تو حرکت آن را نمی‌بیند‏و هر کس به تو بگوید که در این سنگ حرکاتی وجود دارد که حرکات ما که در اینجا جمع هستیم در برابر آن چون سکون است گفته‌اش را نمی‌پذیری و می‌گویی که افسانه سرایی می‌کند و خود را هم مردی عاقل به شمار می‌آورید غافل از اینکه چون جاهل هستی نمی‌توانی به حرکت درون این سنگ پی ببری و شاید روزی برسد که بر اثر پیشرفت علم مردم بتوانند حرکت درون سنگ را ببینند! ❎ای ابو شاکر تو گفتی: هرچه در این جهان به وجود می‌آید به خودی خود ایجاد می‌شود و آفریدگار ندارد، مانند علف خودرو اما فکر نکردی علف در صحرا تا وقتی که تخم نداشته باشد نمی‌روید ✅اگر تو اهل دانش بودی می‌دانستی که حکمت نمی‌پذیرد که پدیده‌ای به خودی خود موجود شود بلکه نیازمند به آفریدگار است خواه آن پدیده جماد باشد یا گیاه یا حیوان، ✅اگر اهل دانش بودی می‌دانستی که در بین حکمای مکتب‌های مختلف حتی یک نفر هم وجودنداشته که معتقد به آفریدگار نباشد آنچه به ظاهر موجب می‌شود که تصور کنند بعضی از حکما به خالق عقیده نداشتند این است که آفریدگار را به نامی غیر از الله و خدا خواندند وگرنه حتی آن‌هایی که به طور کلی خدا را انکار کرده‌اند باز در حکمت خود به مبدأ عقیده دارند و نمی‌توانند از عقیده به مبدا بی‌نیاز باشند ❌انکار آفریدگار از نادانیست نه از دانایی انسان عاقل اگر تنها برای چند دقیقه نظام بدن را در نظر بگیرد می‌فهمد که این نظام بی‌کم و کاست و دائمی یک ناظم دارد و آن که این جهان را به وجود آورده است ناظم آن است 🔻ای ابوشاکر! تو به من گفتی که تو و من هر دو خدای خود را می‌سازیم و منظورت از این گفته این بود که خدای ما به وسیله خود ما ساخته میشود ‏با این تفاوت که تو خدای خود را با ابزار نجاری با چوب می‌سازی و یا ابزار حجاری از سنگ می‌تراشی و من خدای خود را از اندیشه‌ام به وجود می‌آورم! بین خدای من و تو یک تفاوت بزرگ هست و آن اینکه پیش از آنکه تو ابزار نجاری یا حجاری را به دست بگیری و شروع به کار کنی خدای تو وجود نداشت ادامه 👇