هدایت شده از دُختــیژِن
زندگی! این غریبانه‌ترین واژه روزگار. واژه‌ای که گاه هست و گاه نیست..! و چه سخت است گذشتن از این واژه. چه سخت است که خود پاک کن به دست گیری و زندگی را از صفحه‌ روزگارت محو کنی.. اما بودند دلیر مردانی که این ره دشوار را پیمودند تا مبادا سنگ‌ریزه‌ای بر سر راه ما قرار گیرد و مانع از ادامه مسیر شود. بودند کسانی که دل بریدند از عالم و آدم. رفتند تا بمانیم. بمانیم و بجنگیم و پیروز شویم. اما ای کاش در میان تمام این روزمرگی‌ها، فراموش نکنیم ریشه خود را. یادمان نرود چه کسی این نهال را آبیاری کرد و جان خود را سپر بلایش قرار داد تا اکنون زندگی را در صفحه روزگارمان شاهد باشیم. نه تنها زندگی. عشق، آرامش، امنیت و... همه را مدیون هستیم به شخص و اشخاصی که شهید نامیده می‌شوند. دیدار با خانواده‌شان شاید بتواند گوشه‌ای از الطاف بی‌کران آنها را جبران کرده و خاک ما را کیمیا کند.! ای کاش می‌توانستیم همیشه کنارشان باشیم. اما دریغ که فرصت کوتاه است و شوق به دیدار، فراوان. ای کاش توانسته باشیم مرهمی بر زخم‌هایشان شده وَ گوشه‌ای از لطفشان را جبران کنیم. شهدا سنگ نشانند که ره گم نشود.. ✍دل‌نوشته‌ای از دیدار با خانواده شهدا 🗓به تاریخ دوازدهم مرداد ماه ۱۴۰۲ 📖بماند به یادگار، از دریای لطف بی‌کرانشان. ✔️مکان : روستای رخنه، منطقه قلندرآباد، شهر فریمان☘🛣 📃حوزه بسیج دانشجویی بقیه الله (عج) 🌱@dokhtizhen|دُختــیژِن