باسمه تبارک و تعالی (۸۴۶)
«حسبی من هو حسبی»
«مشغول من باش!»
🔹بنده خدایی میگفت همیشه از گذشته ام ناراحت بودم. خدایا یعنی من روسیاه عاقبتم چه میشود؟! نکند حقّ الناس ها بخشیده نشود؟! نکند وبال این اعمال عاقبت دامنم را بسوزاند؟!
🔸با همین حال بعد از نماز صبح شروع به تعقیبات کردم. عادت داشتم ذکر توحیدی مأثور از امام جواد علیه السلام را بخوانم. همانکه در کافی نقل کرده و شیخ عبّاس هم به اشتباه به تبع ابن فهد آن را به امام رضا علیه السلام نسبت میدهد و برای رفع حاجت است.
🔹و این ذکر دقیقا همان است که ربیع حاجب نقل میکند وقتی نیمه شب منصور دوانیقی امام صادق علیه السلام را احضار کرد تا ایشان را به شهادت برساند حضرت زیر لب میخواند:
📖«... حَسْبِيَ الرَّبُ مِنَ الْمَرْبُوبِينَ وَ حَسْبِيَ الْخَالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ ...»
💡میگفت مدّتی بود به دلم القاء شده بود که این فرازها را با عشق و محبّت بخوان.
💖اینبار که با شوق و محبت میخواندم به دلم افتاد از چه نگرانی؟! اگر در دل آتشها بیافتی و خصمائت راضی نشوند تا وقتی من را داری دیگر همه را داری!
💖اگر من هستم پس نترس! مشغول خودم باش! من کافی ام! همین بود که دیگر آرام شدم! تو فقط کنارم باش و از کنارم نرو دیگر برایم کافی است.
این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است
این جهان بیمن مباش و آن جهان بیمن مرو
خار ایمن گشت ز آتش در پناه لطف گل
تو گلی من خار تو در گلستان بیمن مرو
وای آن کس کو در این ره بینشان تو رود
چو نشان من توی ای بینشان بیمن مرو
دیگرانت عشق میخوانند و من سلطان عشق
ای تو بالاتر ز وهم این و آن بیمن مرو