نقل است كه ابوسعيد ابوالخير مى‏ خواست سخنرانى كند، از آنجا كه مردم به ايشان علاقه داشتند جمعيت زيادى جمع شده بود، بلندگو📢هم نبود، همه مشتاق بودند كه صداى خود شيخ را بشنوند، فردى برخاست و براى اين‌كه مردم جلوتر روند تا جا براى بقيه باز شود با صداى بلند گفت: «خدا رحمت كند كسى را كه برخيزد و قدمى جلو بگذارد.» شيخ فكرى كرد و از منبر پايين آمد. پرسيدند: اى شيخ كجا مى‏ روید؟ گفت: حرف، همين بود كه اين مرد زد: «خدا رحمت كند كسى را كه برخيزد و قدمى جلو بگذارد.» همين حرف بس است. شیخ خوب می‌دانست حرف حسابى يك كلمه است و پس از شنيدن آن بايد به فكرِ عمل‌کردن افتاد. با ما همراه باشید @behesht_e_khane