🕊هر روز با یاد و خاطره‌ی یک شهید🥀 عملی شهدا صبح شنبه بود که می خواست برود برای عملیات ثامن الائمه. البته این را بعدها فهمیدم. خودش فقط گفت می روم جبهه. پنج شنبه از جبهه برگشته بود. موقعی که خواست برود، گفتم: « جدیداً خیلی جبهه می روی. وقتی هم که به تهران برمی گردی که در منزل نیستی یک سری مشکلات هست … » حرف مرا قطع کرد و گفت: « کار سنگینی در پیش دارم و باید بروم. »‌ خداحافظی کرد و رفت. بعد چند قدم برگشت و گفت: « مرا حلال کن. »‌ جاخوردم. اولین باری بود که می گفت مرا حلال کن. گفتم: « مگر چه خبر است. » گفت: « هیچی » و رفت. و این آخرین باری بود که به جبهه می رفت ! شهید یوسف کلاهدوز کتاب هاله‌ای از نور، ص127 بـ وقتـ شهـدا 🥀🕊🥀🕊🥀🕊 کپی با ذکر یک سلام بر آقا امام (؏) آزاد است. ╭━⊰❀•❀❥︎❀•❀⊱━╮ ‌ @𝒃𝒐𝒚_𝒎𝒐𝒉𝒂𝒓𝒂𝒎 ╰━⊰❀•❀❥︎❀•❀⊱━╯