امير مؤمنان (سلام الله علیه) در حديثی كه خود «سلسلة الذهب» است، می‌ فرماید: مردی از انصار به حضور پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسيد و گفت: من توان تحمل فراق و هجران شما را ندارم؛ وارد منزل و كارگاه می‌شوم، به ياد شما می‌افتم و دست از كار می‌کشم و رو به سوی شما می‌آورم تا به زيارت شما نايل شوم، اين همه برای اين است كه شما را دوست ‌دارم، اكنون به اين فكر افتاده‌ ام كه در روز قيامت كه شما وارد بهشت شده، به اعلا علّيين عروج كرديد، من چه كنم؟ در اين هنگام اين آيه شريفه نازل شد: «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا»[۱] پيروان خدا و پيامبر، با سلسله انبيا، صديقان، شاهدان و صالحان محشور می‌شوند و آنها دوستان خوبی هستند، زيرا خسته‌ دلانِ قافله را پشت سر نمی‌گذارند ، بلكه تا مرز امكان آنها را با خود می‌برند؛ سپس پيامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) آن مرد را به حضور طلبيد و اين آيه را بر وی تلاوت كرد و به او بشارت داد.[۲] [۱]سوره نساء آیه ۶۹ [۲]بحار الانوار ج۸ ص۱۸۸ دانش و روش بندگی ص۲۴۷-۲۴۸ 🆔 @daftar_ayatollah_javadi_amoli