چشم بستم بر دلم شاعر شدم دیوانهوار
عشق را کردم فدای عقل و ماندم بی قرار
خواب را از من گرفت و کردم از خود هم فرار
بی صدا در خود شکستم تا نبینم روی یار
اصلا از عشق و جنون جز این ندارم انتظار
هر چه عشق و هر چه معشوق و من و دلدار و یار
همره جانان فدای دلبر دلدل سوار
لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار
#گهر
@daftaresher110