یادداشت‌های یک طلبه|امیر خندان
رونمایی کتاب در سونای بخار سال 1400 کتابی که با دوستانم تألیف کرده بودیم چاپ شد.(کتاب دستور از خمینی) قرار بود برای ، مراسم رونمایی برگزار شود. آقای قمی هم به‌عنوان ریاست سازمان تبلیغات دعوت بودند. چند خبرگزاری را هم دوستان دعوت کردند تا مراسم را پوشش رسانه‌ای بدهند. برای کتاب چند ماهی فشرده کار کرده بودیم و ماه رمضان و نوروز پرفشاری را پشت سر گذاشته بودیم. از سوی دیگر کار جدیدی بر عهده من گذاشته‌شده بود. دوستان خانه طلاب جوان قم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات ستادی تشکیل داده بودند. اسم ستاد بود: ستاد ملت امام حسین. کار مستندسازی اقدامات ستاد بر عهده من بود. داستان مفصلی دارد که باشد برای وقتی دیگر. گاهی هم‌زمان دو رکوردر همراهم بود و کاغذ و قلم. اتفاقات را باید ثبت می‌کردم با جزئیات. ریز افعال خودم و دوستان را در جنبه ستادی و فردی می‌نوشتم. قرار بود کار نهایی تبدیل به کتاب شود. تا این لحظه روند چاپ به دلایلی متوقف‌شده است. القصه! ایام خرداد 1400 که دولت جناب روحانی در رأس کار بود، مصادف بود با قطع برق آن‌هم گاه‌وبیگاه. حتی بعد از چند روز که جدولی برای اعلام زمان قطع برق ارائه دادند، این گاه‌وبیگاه بودن ادامه داشت. گذشت تا روز رونمایی. صبح یک‌بار برق رفت. بعدازظهر مراسم شروع شد. گزارش لحظه‌به‌لحظه اتفاق آن روز را دارم که شرحش از حوصله این مطلب خارج است. سخنرانی که تمام شد و موقع امضای کتاب رسید دوباره برق رفت. سالنی که در آن بودیم تبدیل شد به سونای بخار. هر کس با وسیله‌ای که داشت از گوشی تلفن همراه و تبلت و یا فلش دوربین عکاسی، نور برنامه را تأمین کرد. من از بازگشت خاطرات وحشتناک دوره‌ای که ریاست‌جمهورش صبح جمعه با نیشخند به مردم می‌گفت من هم صبح جمعه فهمیدم! نگران هستم...نگران.