ارسالی یکی از مخاطبین👇👇👇
دیشب خواب عجیبی دیدم؛
نوزادی در آغوشم بود
اما برخلاف نوزادان دیگر،
چهر ه اش به سیاهی میزد
و استخوانهایش بیرون زده بود
هیچ وزنی نداشت حتی به اندازه نوزاد یکماهه
اما پاک بود و معصوم
گریه می کرد از گرسنگی گریه می کرد
قلبم آتش گرفت
در یک لحظه به ذهنم خطور کرد:
"که نوزاد من هم مانند کودکان یمنی از
#گرسنگی به این روز افتاده و چاره ای ندارم..."
آتشی که بر جانم افتاده بود اگر واقعی بود حتما جانم را می گرفت...
از خواب بیدار شدم
تصمیم گرفتم همچنان به کمک های اندکم به
#یمن ادامه دهم ویا شاید بتوانم دیگر مادرها را هم با عمق فاجعه یمن آشنا کنم!
🔴 فقط یک
#مادر می فهمد عمق درد و رنج مادران
#یمنی را ...
◀️کمک آنلاین:
https://idpay.ir/movbeybor
#جنبش_فراتر_از_مرزها
http://eitaa.com/joinchat/3690856460C5c97b280fe