اشرافي‌گري شاخصي مستقل و بي‌تاثيري در ديگر ابعاد زندگي نيست، بلکه هنجار و ارزشي از يک سبک زندگي غيراسلامي است که منظومه ارزش‌هاي ديگري را نيز در کنار خود قرار داده است. به واقع رواج خوي اشرافي‌گري، رونق و گسترش ضدارزش‌هايي چون مدگرايي، مصرفگرايي، خودبرتربيني، تبعيض و فاصله طبقاتي، تبرج، اباحي گري و ولنگاري و ... را به همراه خواهد داشت و حاصل آن تغيير سبک رندگي اسلامي – ايراني و جايگزيني سبک زندگي غربي خواهد بود. 5.اشرافي‌گري مسئولين؛ عامل اسراف و حيف و ميل سرمايه ملي اشرافي‌گري را مي‌توان عامل اسراف و از بين رفتن سرمايه‌هاي مادي جامعه دانست. مولفه اصلي اشرافي‌گري مصرف‌گرايي و هزينه کرد بي‌رويه براي اموري است که جزو ضروريات زندگي به حساب نميآيد! در پس اين خلق و خوي تغيير ذائقه و سيري ناپذيري کاذب وجود دارد که فرد را به خريد غيرمنطقي کالايي که نيازمند آن نيست، دعوت مي‌کند. اين فرآيند اگر به فرهنگي عمومي بدل گردد ناخواسته بخش عظيمي از سرمايه کشور را مصروف اموري خواهد کرد که تاثيري در پيشرفت و توسعه کشور نخواهد داشت! بالاخص آنکه اين اشرافي‌گري معمولا با نوعي ازخودباختگي و بي‌هويتي همراه است و اولويت خود را در خريد کالاي غيرايراني مي‌بيند، لذا اينچنين مسئوليني را در صف حاميان واردات بي‌رويه کالاهاي غيرضرور و مصرفي و تجملي خارجي قرار مي‌دهد! که متاسفانه آثار آن را در برخي تصميم‌گيريهاي غلط اقتصادي مي‌توان مشاده نمود.https://eitaa.com/e_beman