.
#امام_حسین علیه_السلام
عمری برای زخمهایت گریه کردم
بر آن سر از تن جدایت گریه کردم
بر حنجر پاشیده ات که سر ندارد
در کربلا با هر بلایت گریه کردم
یادم نرفته نعل مرکب را به سینت
آتش گرفتم پابه پایت گریه کردم
وقتی عبایت رفت غارت از تن تو
خیلی برای آن عبایت گریه کردم
وقتی تو رفتی خوردم از نامحرمان سنگ
بین اسارت هم برایت گریه کردم
لبهای خونینت مرا بیچاره ام کرد
دیدی در آن بزم عزایت گریه کردم
با خیزران محکم به دندان تو میزد
صورت دریدم در هوایت گریه کردم
دستان خود بر چشم اطفالت نهادم
با پلک زخمی هی برایت گریه کردم
یک کربلا بود و سر صد پاره ی تو
طشت طلا بود و سر صد پاره ی تو...
✍محمد حبیب زاده ۴۰۱/۵/۲۲
#شام_غریبان
.