. 🏴 شعر اخوانیه استاد غلامرضا تقدیم شده به استاد سیدرضا مؤید «مؤید» به توفیق آل محمد همیشه موفق، همیشه مؤیَّد کلامت همه دُرّ و طبعت چو دریا کتاب شریفت چو خُلد مُخَلَّد بنازم به اشعار ناب و متینت که هر بیت آن هست قصری مشیّد سزد گر کنم کوچ از شهر تهران به دیدار تو رو کنم سمت مشهد نبی، جدّ و زهرای مرضیه‌ات، اُمّ سلام الهی بر این اُمّ و این جَد زبان تو شمشیرِ شیر الهی کلام تو تفسیر قرآن احمد سخن‌هات موزون؛ غزل‌هات زیبا قوافی منظم، مضامین مجدد سزد تا بیارم به وصف کلامت هزاران قصیده، هزاران مجلد خریدار نظم تو آل پیمبر نگه‌دار جانت خداوند سرمد سزد تا دهان زآب کوثر بشویم سخن در ثنای «مؤید» بگویم :: «مؤید»! تو در پیکر شعر، جانی که هم مدح‌گویی و هم مدح‌خوانی اگرچه به شهر خراسان، مقیمی به پرواز در قلّۀ آسمانی نگویی به پیریت قامت خمیده که خوش‌تر ز سرو ریاض جنانی تو شمشیر اسلام در دست شعری تو در کام آل محمد، زبانی مؤیَّد به روح‌القدس از ولادت «مؤید» به شهرت در این دودمانی زهی صدق و اخلاص و طبع بلندت که عمری چراغ دل دوستانی چراغ ادب را به جان می‌فروزی نهال سخن را به دل می‌نشانی کنی انجمن را چو دریای گوهر چو دُرّ سخن از دهان می‌فشانی ز شعر بلندت عیان است بر من که در موسم پیری‌ات هم جوانی تو در آسمانِ ادب، آفتابی الهی همیشه بتابی! بتابی! :: تو عمری ثناگسترِ اهل‌بیتی به تیغِ سخن، یاورِ اهل‌بیتی سزد چهره سایم به خاک قدومت که در اوج، خاک در اهل‌بیتی به طبع رسایت پیام‌آوری کن که الحق پیام‌آور اهل‌بیتی ادب در حضور تو تعظیم آرد که یک عمر در محضر اهل‌بیتی به روح بلند کمیت و فرزدق که تو دعبل دیگر اهل‌بیتی عیان است از فیض طبع بلندت که پروردۀ مادر اهل‌بیتی تو سیراب از کوثر آل عصمت تو سرمست از ساغر اهل‌بیتی تو یک قطعه از نورِ شمع ولایت تو پروانه، دورِ سر اهل‌بیتی مؤیَّد به تأیید آل محمد «مؤید»! ثناگستر اهل‌بیتی الا ای دل شاعران پای‌بستت! سزد تا زند بوسه «میثم» به دستت .*** انی سلم لمن سالمکم .