☕ نگاه کن که نریزد، دهی چو باده به‌دستم فدای چشم تو ساقی، به‌هوش باش که مستم کنم مصالحه یکسر به صالحان می کوثر به‌شرط آنکه نگیرند این پیاله ز دستم ز سنگ حادثه تا ساغرم درست بماند به وجه خیر و تصدق، هزار توبه شکستم چنین که سجده برم بی‌حفاظ پیش جمالت به‌عالمی شده روشن که آفتاب‌پرستم کمند زلف بتی گردنم ببست به‌موئی چنان کشید که زنجیر صد علاقه گسستم ز قامتش چو گرفتم قیاس روز قیامت نشست و گفت قیامت به قامتی‌ست که هستم 🔥 نه شیخ می‌دهدم توبه و نه پیر مغان می ز بس‌که توبه نمودم، ز بس‌که توبه شکستم ز گریه آخرم این شد نتیجه در پی زلفش که در میان دو دریای خون فتاده نشستم نداشت خاطرم اندیشه‌ای ز روز قیامت زمانه داد به دست شب فراق تو دستم حرام گشت به یغما بهشت روی تو روزی که دل به گندم آدم فریب خال تو بستم ❞ زندگی برای علوم انسانی ❝ ༺ https://eitaa.com/joinchat/2795962370C57415e19ef