╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃 ┗╯\╲ ❁چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی❁ چه خوب گذاشتی با تو رفیق شویم ، فرصت سه روز ، روزه داری و عبادت به درگاه تو ، پالایش و زدودن زنگارهای چسبیده به وجودمون را راحتتر کرد. یاد گرفتیم چگونه خواسته های نفسانی خود را رها کنیم و فقط تو را بخوانیم ، به ذکر و نیایش تو لب بگشاییم و عاشقانه نام زیبای تو را زمزمه کنیم. چه شب های سرشار از عنایتی بود و چه روزهای لبریز از رحمتی! جسم و روح خود را روزه نگه داشتیم و شب تا صبح به ذکر و نیایش پرداختیم و با تمام عشق به «تو» که هستی ما هستی و با تمام وجود تو را فریاد زدیم. دلنشین بود سحرگاهانی که عهد و پیمان ما در خالص کردن کارها و اعمالمان خلاصه شد. کنج کوچک مسجد ، چه وسعت فراخی در خود نهفته داشت و ما ، رو به محراب نیلگون ، با آرامشی بی نهایت رو بسوی تو ، بر آستانت ، پیشانی می ساییدیم . ما را با آن همه خطا برای میهمانی ات طلبیدی ، در خانه تو آرام گرفتیم و برای رسیدن به آنچه ، تو خواستی دعوتت را لبیک گفتیم. گفته اند : میهمان عزیز خداست عزیزش بدارید... ما در این سه روز میهمان تو بودیم... مگر دلنشین تر از ضیافت تو هم هست! یگانه ضیافتی با میزبانی کریم و به واقع یگانه . و تو همه مقدمات را فراهم کردی.... تو بودی و ما ، ❤️ در خانه پر از مهر و صفای تو، در ماه پر از رحمت رجب .دخترانی که رحمت توأند ، که در ماه رحمتت به نزد خود فرا خواندی و با ریزش باران رحمتت ، سه رحمت را با هم همراه نمودی...🎁 با گوشه چشمی نگاهی از رحمت بیانداز و وجود نیازمند ما را از لطف و رحمتت لبریز کن . گاهی سالها باید در پی گمشده وجود خود باشیم که آیا بیابیم خود را یا نه؟! و با سه روز فرصتی که به ما دادی تو را زیبا یافتیم و توانمان ده برای برداشتن گام های بعدی در مسیرت. گناهان را در اعماق وجودمان ذوب کن تا با آراسته ترین حالت تا بی نهایت های قلبمان ، تو را بخواهیم و بخوانیم...و تو ، خود بی نهایتی ، مهربان تکیه گاه مایی . تو از رگ گردن به ما نزدیکتر و با مایی. یاریمان کردی تا در این سه روز ، بهشت با تو بودن را تجربه کنیم و بیشتر بشناسیمت و بهتر باورت کنیم و خالصانه رو بسوی تو کنیم و در رحمت تو ، لحظه به لحظه بیشتر غرق شویم و طعم مغفرت تو را بچشیم. ❤️دوستت دارم خدای خوبم تا بی نهایت❤️ ╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃 ┗╯\╲